مقدمه ای بر برنامه ریزی آموزشی و درسی/از محمود مشکی ماجلان  چاپ

تاریخ : پنج‌شنبه 19 آذر‌ماه سال 1388 در ساعت 06:37 ب.ظ

v      فصل اول :

 برنامه ریزی آموزشی و درسی ( مفاهیم و نظریات )

 

 از مقدمه ای بر برنامه ریزی آموزشی و درسی تالیف دکتر علی تقی پور ظهر

  • امروز باوجودی که برنامه ریزی توسعه آموزش و پرورش در کشورهای در حال توسعه بهبود یافته ملاحظه می شود به جای دگرگونی های اساسی در آموزش و پرورش تنها از گسترش کمی                                     برخوداراست ( 12).
  • مشکل عدم جذب فارغ التحصیلان و ترک تحصیل کنندگان در بازار کار ، عدم کارایی خارجی نظام      آموزش و پرورش است . (13)
  • الگوی سازمان یافته طرح ( مالی ) آموزش و پرورشی مدارس برنامه درسی نامیده می شود . (15)
  • توصیف کامل برنامه ریزی درسی شامل 3 جزء است 1- موضوع آموزشی یا محتوا ( آنچه آموحته   می شود ) 2- روش آموزش ( چگونگی تدریس و یادگیری ) 3- ترغیب زمانی آموزش موضوع یا محتوا (15)
  • طبقه بندی علوم :

1) دروسی که ماهیت عقلانی و نظری دارند .مانند ادبیات ، ریاضی ، علوم طبیعی تاریخ و جعرافیا

2)   دروسی که ماهیت عملی دارند : حرفه وفن

3)   دروس عقلانی و عملی : مانند حقوق طب و الهیات .

4) دروسی که در هیچ یک از طبقه بندی فوق قرار ندارند ( نه نظری و نه عملی ) ، دروسی برای رشد و جهت گیری شخصی توصیف می شوند. دروسی مانند بهداشت روانی ، تربیت بدنی   (15)

  • برنامه درسی تنها در جوامع پیشرفته و نسبتاً آزاد در جوامعی که فرصت های قابل ملاحظه ای برای تحصیل وجود دارد « مساله » است . زیرانتخاب باید میان امکانات متعدد متفاوت صورت گیرد در تمدن  جدید ، میراث فرهنگی معیار محدود ندارد . در نتیجه موضوع و محتوا نیز به طور نسبی ثابت نیستند . (17)
  • برنامه درسی به طور ضروری یک مساله اقتصادی هم است و متاسفانه ظرفیت موجود انسانی برای یادگیری محدود است که یک فرد نمی تواند همه مهارت ها و دانش موجود را یاد گیرد. زندگی خیلی کوتاه است فراموشی هم آن را کوتاه تر می کند . ( 18)
  • برنامه درسی ، وسیله ای برای رسیدن به آرمان ها تحقق هدف ها و انجام دادن مقاصد تربیتی است . (18)
  • یکی از نقش های مهم فلسفه آموزش و پرورش ایجاد عکس العمل روی برنامه درسی به منظور روشن ساختن ارزش ها و مقاصد تربیتی است . که در پشت سر برنامه پیشنهادی نهفته است .(18)
  • در جریان تصمیم گیری در مورد آنچه باید آموخته شود . یک برنامه درسی باید نحوه ی تدریس برنامه درسی را در نظر بگیرد .(22)
  • ارزش هر برنامه درسی در تدریس موثر آن است . (22)

مفهوم برنامه درسی : طراحی و نقشه کشیدن برای نیل به هدف ها را برنامه ریزی می گویند . (25)

  • برنامه ریزی عبارتست از طرح تدابیری که بتوان به احسن وجه از منابع موجود برای نیل به اهداف مطلوب استفاده کرد ( راسخ ، شاپور ) (23)
  • برنامه ریزی فعالیت مستمری است که نه تنها به مقصد بلکه به روش وصول به آن ( مقصد ) تعیین بهترین مسیر نیز توجه دارد . « مومنر ، فیلپ » 26
  •  برنامه ریزی فراگردی مداوم ، حساب شده و منطقی ، جهت داور و رنگر ، به منظور هدایت و ارشاد    فعالیت های جمعی برای رسیدن به هدف هایی مطلوب ( موضوعات ، یحیی فیوضات ) 26
  • کار برنامه ریزی در دیدگاه یان تین بر گن به ترتیب شامل 1- پیش بینی و آینده نگری 2- مشخص کردن هدف ها و یاد دادن محتوا به هدف ها است 3- هماهنگی میان ابزارها و وسایل مختلف اجرای سیاست    است .( ترتیب مهم است ) 26
  • برنامه : برنامه که معمولاً حاصل فرایند برنامه ریزی است . مدرک یا سندی است شامل مجموعه ای از ارقام مربوط به هم که مطلوب ترین توسعه را در طول یک دوره تعیین در آینده را پیش بینی می کند . (57)
  • برنامه سندی است رسمی که به عنوان مرجع برای انجام دادن کارها و ارزشیابی فعالیت های انجام شده ، در یک گروه معین از زمان مورد استفاده قرارمی گیرد.
  • هدف برنامه ریزی آموزش و پرورش گسترش کمی و کیفی آموزش و پرورش در طول یک دوره                        معین در آینده است . (27)
  • برنامه ریزی به عنوان یک نظام شامل اجزای درون دادInput ، فرایند یا گردش کارprocess ، برون دادoutput و باز خوردFeedack است .
  • برنامه درسی یک نظام نیست ممکن است آن را به عنوان « برون داد » برای نظام برنامه ریزی درون  داد برای نظام آموزشی تلقی کرد .28
  • به نظر برنامه ریزان ، برنامه ریزی فی نفسه هدف نیست ، بلکه وسیله ای برای رسیدن به هدف است .28
  • مقصود اصلی برنامه ریزی رسیدن به هدف هاست همچنین غرض از برنامه ریزی اصلاح و بهبود مدیریت آموزشی و رویه های پاسخگویی و حساب پس دهی در آموزش و پرورش است .
  • Oval: تحقیق عملیاتOval: تحلیل نظام هاOval: تکنولوژی
    خرد نظام های برنامه ریزی آموزش و پرورش عقلانی (29)
  • نظام عقلانی دارای 3 خرده نظام است نام ببرید؟
  • نظام ( سیستم ) را می توان هئیتی از اجزا و عناصر وابسته به هم فیزیک یا مفهومی تعریف کرد. (30)

( اجزای فیزیکی -  سخت افزار و اجزای مفهومی نرم افزار )

  • تحلیل : عمل بررسی یا بازبینی است به معنی جدا کردن اجزا ی هر چیزی به اجزای و یا عناصر تشکیل دهنده اش است . (30)
  • بررسی عقلانی نظام آموزش و پرورش برای اصلاح و بهبود آموزش و پرورش است .
  • هسته ی مرکزی برنامه های آموزش و پرورش بودجه نیست بلکه برنامه های درسی است و برنامه ریزی آموزش و پرورش یک اصلاح چتری است . (32)
  • فنون برنامه ریزی آموزش و پرورش با نگرش سیستمی : 1- نظریه ی تصمیم گیری کلاسیک 2- تجریه و تحلیل هزینه- اثر بخش 3- پیش بینی 4- شبه سازی 4- برنامه ریزی خطی (33)
  • نظریه ی تصمیم گیری آمار کلاسیک قدیمی ترین روشی است که به طوروسیعی در فنون ارزشیابی مورد استفاده قرار گیرد از این نظریه در سنجش سودمندی برنامه ها و اندازه گیری اثر بخش آن استفاده می شود و همچنین از برنامه ریزی آموزش و پرورش انتظار می رود روند جمعیت یاد گیرنده را برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر درباره نیازهای مکانی تغییرات پرسنلی و سایر نیازهای هزینه ای در آینده را به طور منظم پیشنهاد نماید . (34)
  •  منخنی لاجتیکLogistics الگوی معمولی است که بیشتر اوقات روند نیازهای بکار می رود. (34)
  • الگوی نسبت بازماندگیsurvivaLRatioteehnique یکی دیگر از الگوهای ریاضی که برای پیش بینی              روند جمعیتی یادگیرندگان کار برد بیشتری دارد . (34)
  • تحلیل هزینه برنامه : از نقطه نظر عقلاتی ، از اهمیت کمتری برخودار است ، روش نسبتاً پیچیده ای که در برای تعیین هزینه اجزا برنامه بکار می رود. مثال ) در صدی از کل بودجه اختصاص برای درس جبر  بر آورده شود . (35)
  • برنامه ریزی آموزش و پرورش به طور سیستمی شامل 4 مرحله : 1- تشخیص هدف 2- تجریه و تحلیل منابع ( مالی فیزیکی ) 3- پیش بینی اولویت ها 4-طرح فیزیکی ( طرح ها و پروژه های دقیق    عملی و قابل اجرا ) (36)
  • فرایند برنامه ریزی آموزشی با نگرش سیستمی ورودی ( درون داد) : الف ) تعیین و تعریف مسایل جاری و آتی ب) پیش بینی شرایط آینده بر اساس مسایل قابل مشخص ج) تشخیص متغیرها د) تعیین هدفهای کلی و عینی   (38)

 2- تبدیل هدف ها :

3- خروجی :

  • برنامه درسی در گذشته ، مطالب مناسب های درسی که به وسیله ی معلم تدریس و به وسیله ی دانش آموز حفظ می شد . (40)
  • برنامه درسی امروز ، وسیع تر از تهیه و تدوین مطالب درسی است و عبارتست از پیش بینی کلیه      فعالیت هایی است که دانش آموز تحت رهبری و هدایت معلم در مدرسه ( و گاهی خارج از آن ) برای رسیدن به هدف های تعیین باید انجام دهد . (40)
  • منظور از برنامه ریزی درسی ؟ پیش بینی و تهیه مجموعه فرصت های یادگیری برای جمعیتی مشخص به منظور نیل به آرمان ها و هدف های آموزش و پرورش است که معمولاً در مدرسه انجام می گیرد. (45)

شیوه سیستمی در حل مساله

توصیف کننده برنامه ریزی سیمی

تعریف مساله یا خرده مساله

ورودی

جمع آوری اطلاعات

ورودی

تجریه و تحلیل خرد مساله

ورودی

طرح راه حل یا شبیه سازی

تبدیل ( به عمل )

ارزشیابی راه حل

تبدیل

آیا حل علمی است ؟ ( آزمون )

تبدیل

تکمیل راه حل ( نحوه اجرا )

خروجی

اجرا ( عمل کردن )

خروجی

مسایل جدید ؟ راه حل اصلی

خروجی

 

  •  نظریه های مربوط به برنامه درسی :

1- نظریه ای که بر مواد و موضوع درسی که باید تدریس شوند تاکید می کند . (42)

2- نظریه ای که بر برنامه ی درسی تابعی تاکید می کند .( برنامه درسی جدید )

3-   نظریه ای که بر برنامه ی را به صورت یک نظام در نظر می گیرد.

 

  •  نظریه ای که بر موارد موضوع درسی که باید تدریس شود تاکید دارد : در این دیدگاه باید از اصول مربوط به انتخاب تعیین ماده درسی معین و خاص برای کلاس های معین ، ترتیب و توالی موضوع و محتوا درسی پیروی کرد .شامل مراحل : 1-استفاده از نظریات اصحاب تخصص برای تعیین موضوع مورد تدریس     2-استفاده از ملاک ها و معیارهایی ( از نظر مشکلی و آسانی ، ترتیب و توالی و ... )برای انتخاب موارد   درسی برای جمعیت معین ( گروه ، کلاس ، غیره ) 3- طراحی و اجرای روش های مناسب برای تسلط یاد گیرندگان به مواد درسی انتخاب شده (42)
  • نظریه ای که برنامه درسی تابعی تاکید می کند : طرفداران آموزش و پرورش پیشرفته بر این عقیده اند که باید برنامه های درسی مناسب تر و کار آمد تر از برنامه های درسی تهیه گردد آنها کار برنامه ریز را : الف ) تعیین هدف هایی عینی ، اساسی ، مقاصد اصلی اصلی برنامه های درسی ب) انتخاب فعالیت ها ، مواد آموزش ، انتخاب محتوا ، کتب ، تمرین ها ، عناوین برای بحث های  آزاد فعالیت های دستی و بدنی و طرح های بهداشتی و تفریحی ج) مشخص کردن موثرترین سازمان مواد درسی و تعیین آنها بر حسب کلاسها به                                             صورت تدریجی  (43) 
  • در مفهوم برنامه درسی به صورت یک نظام ، دانش آموزان به عنوان درون داد ، برنامه درسی ، گردش کار یا فرایند و فارغ التحصیلان ، ترک تحصیل کرده ها به عنوان برون داد هستند (sagLor8ALexander)44
  • هدف های آموزش و پرورش در 4 گروه هدف کلی است هدفهای مربوط به : 1) رشد شخصی 2) روابط انسانی 3) یادگیری دائمی 4) کسب تخصص   (44) 
  • هدف های کلی خرده هدف هایی دارد که هر کدام یک حیطه یا حوزه برنامه درسی است .
  • هدف کلی « رشد مشخص و خویشتن بایی »

خرده هدف ها : الف ) شخص بتواند مسایل شخصی خود را حل کند. ب) بتواند با محیط خود سازگار         شود ج) مفهوم مثبتی از « خویشین » خویش داشته باشد . ت) بتواند توانایی های بالقوه خود را               شکوفا سازد . (46) 

  • تدارک فرصت های یادگیری مهارتهای اساسی برقرار کردن ارتباط با دیگران (خواندن نوشتن و سخن گفتن حل مشکل شمارش و حساب) زیر مجموعه رشد شخصی است . (46) 
  • کسب معرفت و مهارت در کاربرد علوم اجتماعی ، ادبیات ، زبان و برقرار کردن روابط متقابل اجتماعی ، مشارکت در گروههای گوناگون و مهارتهای و فرایند های ارزش گذاری زیر مجموعه هدف روابط انسانی است .
  • پرورش مهارت های مورد نیاز دانش آموزان برای یادگیری موثر و مداوم در خارج و بعد از مدرسه     از زیر مجموعه هدف کلی« یادگیری دائمی» است . (46) 
  • مراحل برنامه ریزی درسی :1- تعیین و تصریح هدف ها 2- تهیه طرح ها و تعیین فعالیت ها3- انتخاب روش ها4- تنظیم برنامه زمانی برای فعالیت ها 5- به مورد اجرا گذاردن یا به مرحله در آوردن طرح ها 6- ارزشیابی از نتایج فعالیت ها و تعیین رسیدن به هدف ها . (47) 
  • طراحی حیطه برنامه ها و برنامه های درسی به وسیله ی گروههای مسئول برنامه ریزی درسی برای مدارس صورت می گیرند . (48)  
  • تصمیمات درباره ی طرح های برنامه ها با توجه به عوامل سیاسی و اجتماعی اتخاد می شوند . ( جدول صفحه 48 )
  • تصمیم درباره ی شیوه های ارزشیابی از پیشرفت یادگیرندگان به وسیله ی معلمان اتخاذ می شود . (48)  
  • انواع برنامه ریزی از نظر دامنه ی عمل :

  1- سطح جامع و کلی ( همه هدف ها و حیطه ها )

2- سطح ملی ( مانند برنامه ریزی درسی برای آموزش و پرورش ابتدایی در سطح کشور ) ( متوسطه در سطح کشور )

3- سطح محلی و ناحیه ای ( استان ، شهرستان ) درسی برای سطح مختلف استان اردبیل

4- برنامه ریزی سطح ویژه یا حیطه های معین مانند برنامه درسی تربیت معلم ، دانشگاهی ، تربیت معلم ابتدایی  (50)  

  • آلیس میل : « تغییر برنامه درسی عبارتست از توعی تغییر اجتماعی ،تعیین مردم است نه صرفاً تغییر نوشته های روی کاغذ » - (نتیجه ) :    هدف برنامه ها تغییراتی است که در رفتار یادگیرندگان       باید صورت گیرد . (51)  
  • کسانی که در برنامه ریزی درسی دخالت دارند عبارتند از:

 1 ) یادگیرندگان

2) معلمان و نویسندگان کتاب های درسی

3) والدین

4) افراد حرفه ای و متخصصان برنامه ریزی و روش های آموزش ، تکنولوژیست آموزشی ، متخصصان  ارزشیابی . (52)   

  • در جاهایی که برنامه ریزی متمرکز آنها مستقلی یا سازمان یا تشکیلات مربوطه کار برنامه ریزی انجام می دهد . (52)  
  • در چه جوامعی برنامه ریزی به صورت غیرمتمرکز صورت می گیرد؟

v      فصل دوم ( منابع اطلاعات برای برنامه ریزی درسی )

  • منابع اصلی اطلاعاتی برای برنامه ریزی درسی : 1- یادگیرندگان 2- جامعه 3- طبیعت و ویژگی فرایند یادگیری 4- معرفت سازمان یافته و دسترس برای آموزش و پرورش  (55)  
  •  منابع فرعی برای برنامه ریزی درسی : 1- قوانین ومقررات که مدارس مطابق با آنها ایجاد می شوند و                        عمل می کنند 2- منابع و وسایل مورد لزوم برای اجرای برنامه ها 3- نتایج تحقیقات و نظر مشورتی افراد                     مطلع و حرفه ای معلمان و استادان که در علوم روان شناس و اجتماعی و نظر دارند . (56)  
  • برنامه ریزان در مورد یادگیرندگان به دو نوع اطلاعات نیاز دارند .    

 الف) اطلاعات کمی           ب) اطلاعات کیفی (56)  

  • برای پیش بینی جمعیت ، و بر آورد تعداد یادگیرندگان به تفکیک پایه های مختلف تحصیلی و ثبت کنندگان جدیداز الگوهای متعدد ریاضی ، ترکیبی ، اقتصادی و ترسیمی می توان استفاده کرد . که از الگوهای پیش بینی هستند. (57)    
  • تعداد الگوهای ریاضی برای پیش بینی بسیارند که بعضی از آنها مبنای آماری پیچیده ندارند و معمولاً الگوهای « بسته » نامیده می شوند.
  • دامنه ی انعطاف متغیرها مربوط در الگوهای « بسته » محدود هستند . متغیرها ثابت و از قبل                      مشخص هست . (57)  
  • الگوی کرا و الگوی جانستون از الگوهای بسته هستند .
  • فرمول الگوی جانستون « یک الگوی پیش بینی » است .  (58)  
  • یکی از الگوهای پیش بینی که برای تعیین منابع انسانی و پرسنل مورد لزوم مفید است و روش تحلیل  داده های سر شماری با استفاده از مشکل های متناسب تحلیل رگرسیون یا منحنی ( توزیع آماری )   است . (58) 
  • شش سال مبنایی قرار دادی برای تعیین نرخ بازماندگی برای کلاس اول در نظر گرفته می شود . (60)   
  • تعیین نرخ بازماندگی در غیر از پایه اول ؟ از طریق تقسیم تعداد خالص ثبت نام کنندگان جانشین برای هر پایه تحصیلی در سال مورد نظر بر تعداد ثبت نام کنندگان سال قبل برای همان پایه.
  • میانگین نرخ بازماندگی برای هر پایه ( در سه سال متوالی ) به عنوان ضریب برای پیش بینی روند تعداد شاگردان معین می شود . جدول (63)   (64)   
  • جدول (64) و جدول(65)  توجه شود .
  • یکی از روش های پیش بینی که در آن ها شانس انتخاب از میان شقوق مختلف وجود ندارد به وسیله ی هکتور کراHeetor correa است .

  Hectorcorrea,ASurveyoFMathematieaL ModelsinEdueationa                          *

  • الگوی کرا را نباید برای مقایسه ی شرایط آموزشی و پرورشی در مکان های متفاوت بکار برد. (68)  
  • شیوه های روند یابی : 1- ربح مرکب
  • در ربح مرکب بر اساس جمعیت معلوم ، فاصله سالهای مورد پیش بینی ، رشد متوسطه سالانه جمعیت   پیش بینی انجام می گیرد . صورت کلی فرمولAB  =Y
  • با استفاده از فرمول « ربح مرکب » t(1+r)P =P می توان تعداد جمعیت را در مواردی که نرخ افزایش در رشد موجود است به طور سریعی پیش بینی کرد .

در فرمول جمعیت مورد پیش بینی =P / P1 جمعیت در شروع دوره / r = نرخ متوسطه افزایش سالانه

T = تعداد سالهای بین شروع دوره و سال مورد پیش بینی یا سال های 2 سر شماری ( مثال های صفحه 69  )

  •  اطلاعات کیفی درباره ی یادگیرندگان ( مبانی روان شناختی و برنامه درسی که همان توجه به نیازهای و تدوین برنامه براساس نیازها یادگیرندگان به عنوان اساس کار مد نظراست . )
  • ویزگی های رشدی در 3 گروه به ترتیب آورده می شود : اول ) دوره طفولیت و اولی کودکی   دوم ) دوره دوم ( میانی ) کودکی و اوایل سالهای نوجوانی   دوره سوم ) نوجوانی . (72)  
  • تعادل تعریف نیاز ها به طور کلی مشکل است . همشیه تعریف و تعبیر  نیازها مساله ساز است .

-         نیاز : عدم تعادل و حرکت به طرف تعادل

-         اختلاف میان شرایط موجود و معیارها و هنجارها و ارزش های اجتماعی است . (74)  

  • موضوع و محتوای درسی باید متبی بر تقاضای اجتماعی و برخاسته از آن و در این امر توجه به نیازهای شخص هم باید لحاظ گردد. (74) 
  •  بهترین وسیله کسب اطلاعات، بررسی تحقیقات و یافته های روان شناختی تربیتی است که می توان   نیازهای شخص اجتماعی کودکان و افراد جوان رامشخص نماید .
  • طبق نظر هیلدا تابا، برنامه درسی حاصل تصمیماتی است که با توجه به 3 موضوع اساسی اتخاذ می شود .

1-     انتخاب و تنظیم محتوا

2-      انتخاب فعالیت های آموزشی برای یادگیری این محتوا

3-      طرح و نقشه هایی برای بهینه سازی شرایط  برای یادگیری (76)  

  • در تحقیق که توسط میلنر (MiLner) انجام گرفته اکثریت قریب به اتفاق طبقه اجتماعی متوسطه و به بالا دارای نمرات بالایی در آزمون خواندن داشتند . (82)  
  • طبق تحقیق : اولین نا کامی کودکان طبقه پایین اجتماعی در یادگیری خواندن می باشد . دومین ناکامی کودکان طبقه پایین اجتماعی در یادگیری هوش کلامی می باشد. سومین ناکامی کودکان طبقه پایین اجتماعی در یادگیری درگیری با معلم از نظر یادگیری و مردود می باشد .  (83)   
  • خلاصه اصلاعات کیفی درباره یادگیرندگان (83) 

1-     درباره رشد و نمود ویژگی های آنان در مراحل مختلف

2-     درباره نیازهای جسمانی و روانی ( یعنی نیازهای اساسی یادگیرندگان )

3-     درباره ویژگی های اخلاقی ، ارزش ها و نگرش های آنان

4-     درباره فرایند یادگیری ، نظریه ها و قوانین یادگیری ، به یادآوری و فراموشی

5-      درباره چگونگی یادگیری مفاهیم ، تعلیم ارزش ها مهارت ها و امکانات اصلاح رفتار 

v      فصل سوم : اطلاعات درباره جامعه

  • مدل تیلور در برنامه ریزی : هدف های عمومی با دانش آموز ، مدرسه ،  اجتماع ، رشته علمی که از 2 فیلتر روان شناس تربیتی / فلسفه تربیتی گذرد تا هدف های دقیق آموزشی تبدیل شود .
  • آموزش و پرورش به جامعه و یادگیرنده که این دو تاثیر متقابل دارد ، بستگی دارد . (87)
  • نقش و کارکردهای اجتماعی آموزش و پرورش (87)

1)       شرکت در جامعه پذیر کردن کودکان

2)       انتقال فرهنگ

3)       شرکت در آماده کردن اجتماع کودکان برای زندگی بزرگسالی

4)       کمک به حفظ یکپارچگی جامعه

5)       یاری رشد شخص افراد اجتماع

  • نظریه های جامعه شناس: فرد جامعه را می سازد ؟ جامعه فرد را می سازد ؟ ( رابطه فرد و جامعه)
  • تفاوت جامعه آموزش و پرورش ابتدایی و جوامع صنعتی ؟ در جوامع پیشرفته صنعتی محتوای آموزش بیشتر جنبه عملی دارد . (89)
  • ماکس و بر آموزش و پرورش رسمی نوعی نظارت اجتماعی است ؟(93)
  • کودکان و جوانان امروزه برای حل مسائل ناشی تسلط فراینده علوم ، خودکاری و تکنولوژی در  زندگی به « خرد» بیشتری نیاز دارند . (93)
  • اطلاعات و داده های یاد شده عناصر اصلی برنامه ریزی را تشکیل می دهد .
  • اطلاعات بدست آمده درباره یادگیرندگان و جامعه پایه و اساس تعیین هدف های آموزش و پرورش وتعریف هدف های رفتاری را تشکیل می دهد.

v      فصل چهارم : مبانی فلسفی برنامه ریزی

  • فلسفه آموزش و پرورش متضمن اصول راهنمایی است که تعیین کننده مفاهیم ارزش های مشخص و مناسب آنها در گزینش هدف ها و وسایل آموزش و پرورش هستند . و همچنین فلسفه آموزش و پرورش متضمن تفکری به شیوه منظم و مرتب درباره آموزش و پرورش است و دیگر اینکه فلسفه آموزش و پرورش  نقش هماهنگ کننده و متحد کننده اولویت های و انتخاب آن چیزهایی که باید آموخته شوند ، دارد . (103)
  • مطالعه کلی ارزش ها که شامل اخلاق و زیبا شناسی است ، ارزش شناسی نامیده می شود. (105)
  • مطالعه رفتار و کردار آدمی در حوزه ارزش ها ، علم اخلاق نامیده می شود. (106)
  • استدلال قیاسی عبارتست از استنتاج موارد جزئی از یک یا چند بیان مقدماتی است . (108)

استقرا : نتیجه ی تعمیم یا پیش بینی است که از امور معین جزئی استنباط می شود .

  • سوالات فلسفه آموزش و پرورش به طور اخص عبارتند از : 1- هدف های آموزش و پرورش 2- آموزش و پرورش آمادگی برای زندگی یا خود زندگی ؟ 3- برای چه مقصدی باید موضوعات درسی تدریس شوند . 4- تا چه میزان آموزش و پرورش باید اختصاصی یا عمومی باشد ؟ 5- برای توسعه بیشتر « ذهن » یا « رشد عقلانی » چه باید کرد ؟ 6- چگونه می توان « شهروند خوب » تربیت کرد ؟ 7- آیامحور اصلی آموزش و پرورش تعریف و دانش بشری است یا یادگیرندگان ؟ 8- کدامین مواد درسی در اول و اهمیت اول قرار گیرد ؟ 9- تا چه میزان مقاصد شغلی و حرفه ای آموزش و پرورش باید مورد توجه قرار گیرد . (115)
  • برای ایده الیست ها ارزش های مطلق و غیر قابل تغییر هستند تنها فهم انسان از ارزش هاست  که تغییر می یابد. (115)
  • در دیدگاه ایده الیست ها معلم به عنوان فرد مسئول برای رشد دادن توانایی موجود در فرد در نظر گرفته می شود ، نه به عنوان کسی که معرفت و دانستی ها را به ذهن او بریزد . (116)
  • معلم ایده الیست شخص پرهیزگار و با فضیلت است . (116)
  • برنامه درسی ایده الیست ؟  * موضوع های ثابت و اجباری  * تفاوت های فردی مورد توجه  *سازمان موضوع درستی از ساده عینی به ذهنی از ساده به مشکل ، انتراعی و پیشرفته ( سقراط ،، و سوال ها ) * ارزشیابی یادگیرتده ذهنی است نه عینی (118)
  • فلسفه رئالیسم  از زمان ارسطو به مدت 20 سال شاگرد افلاطون بود آغاز شد. (118)
  • مسئولیت رئالیست این معلم است که تصمیم بگیرد دانش آموزها چه چیزی را باید یاد بگیرند . (120)
  • رئالیست ها انتظار دارند همه دانش آموزان با یک روش و در یک زمان یاد بگیرند. (121)
  • ارزش شناس رئالیسم از اعتقاد او به دنیای مادی و قانون طبیعی سر چشمه می گیرد.
  • رشد قوای ذهنی عقل بخشی از فلسفه ی است که به وسیله  به ویژه رئا لیست ها ی کلا سیک انسان گرا   پیروی می شود .
  • رئالیست ها( انسان گرایان کلاسیک) به عنوان عقلیون شناخته می شوند . (122)
  • در نظررئالیست ها علوم و ریاضیات از اهمیت بیشتری برخوردار است . (124)
  •  موضوع و محتوای درسی رئالیست ها به وسیله اقتدار تعیین می شود از منطق و تربیت قابل پیش بینی پیروی می کنند از شروع و به مشکل و پیچیده پیشرفت می کنند معلم نقشی در تعیین محتوا ندارد .
  • ارزشیابی در رئالیست به طور عینی به صورت علمی تر و دقیق تر باید انجام گیرد . (125)
  • فکر پراگماتیسم « پیرس »  peiesآورد ویلیام جلمیز WiIIiaM James با بیان دقیق تر و روشن تر به آن اعتبار بخشیندو دیوئی JohnDewey فلسفه ی خود را بر آن بنا نهاد .
  • دیویی ، فلسفه را نظریه عمومی آموزش و پرورش می داند .
  • در رابطه با آموزش و پرورش 5 موضوع اصلی در فلسفه پراگماتیسم مورد توجه است که                                       از این قرارند . (127)

1- واقعیت تغییر 2- ماهیت اجتماعی و زیستی انسان 3- نسبی بودن ارزش ها 4- اهمیت دموکراسی به عنوان روش زندگی 5- ارزش هوش نقاد در همه اعمال انسان

  • ارزش ها و « حقیقت » در دیدگاه پراگماتیسم به زمان و معرفت جدید بستگی دارد یعنی ارزش ها نسبی          هستند . (128)
  • پراگماتیسم ها عقیده دارند : الف) ارزش ها متغیرند ب) ارزش ها احتمالی یعنی درست نما هستند .           ج) ارزش ها برخاسته از نیازهای فرد و جامعه  د) ارزش ها پیامدهایی برای عموم دارند    هـ ) ارزش ها جهانی نیستند. (129)
  • بیشترین سوء تفاهمات و تعارضات میان سنت گرایان ایده الیم و پیشرفت گرایان    ( مکاتب مبتنی بر پراگماتیسم ) درباره کسب معرفت دور می زند . (131)
  • مکاتب سنتی گرایان یادگیری را به عنوان دریافت بی اداره معرفت به وسیله ی یادگیرتده در نظر می گیرد اما مکاتب مبتنی بر پیشرفت گرایان یادگیری را امر فعالی می داند که به وسیله تجربه حاصل می شود . (131)
  • برنامه و محتوا از دیدگاه پراگماتیسم قلبی بر نیازها و رغبت های کودکان است و هدف آنها عبارتست از رشد مهارتها ، مفاهیم و توانایی عقلانی است . (133)

v      فصل پنجم : اطلاعات درباره معرفت و دانش بشری

  • عواقب گسترش علوم و تکنولوژی و نقش برنامه ریزان در تهیه محتوای در مدارس چیست ؟(134)
  • چگونه می توان شکاف بین تکنولوژی و فرهنگ را کم کرد . (137)
  • کسب اطلاعات از معرفت بشری در چه قسمت هایی است ؟ (138)

الف ) اطلاعات درباره اصول اساسی

 ب) اطلاعات درباره ملاک ها و معیارها ج) اطلاعات درباره روش های تنظیم معرفت و دانش

د) اطلاعات درباره ملاک بررسی و انتخاب کتابهای درسی .

هـ ) اطلاعات درباره ملاک بررسی تعیین و توالی موضوع و محتوای دانش و معرفت مورد نظر

  • 4 منبع اصلی که در تصمیم گیری درباره برنامه درسی باید توجه کر د کدامند؟ (140)

        1- دانش آموزها و دانشجویان 2- جامعه 3- فرایند یادگیری 4- معرفت

  • برنامه درسی مناسب باید متناسب با نیازهای دانش آموختگان بالا باشد . (140)
  • سایر منابع اطلاعاتی موثر در برنامه درسی به غیر از 4 مورد اصلی ؟  (141)

1- قوانین و مقررات 2- منابع و وسایل و امکانات و مقدورات 3- نتایج تحقیقات و نظریات مشورتی افراد مطلع

v      فصل ششم : طرح ریزی برنامه های درسی

  • کومز : برنامه ریزی آموزشی به معنای وسیع آن را « کار برد تجریه و تحلیل » منطقی در آموزش و پرورش به منظور افزایش کارایی و تاثیر آن در رفع نیازهای دانش آموز و دانشجویان و جامعه می داند . (145)
  • لکلت (Leeht) : برنامه ریزی آموزش و پرورش و فراگرد تعیین هدف های مناسب ، تشخص    مسایل و نیازها ، امکانات و محدودیت ها و تنظیم فعالیتها و برنامه ها برای رسیدن به هدف ها     تعریف می کند .  (145)
  • کارشناسان یونسکو برنامه ریزی آموزش و پرورش را برداشتی منطقی و علمی برای حل مسایل آموزشی و آن مشتمل بر تعیین هدف ها و منابع ، بررسی شقوق مختلف عمل و انتخاب عاقلانه بین آنها و تصمیم گیری و مورد هدف های مشخص در محدودی زمانی معین و بالاخره سازکردن بهترین تدابیر و وسایل برای تحقق بخشیدن منظم به تصمیمات مزبور »  (146)
  •  یکی از واقع بنیانه بودن برنامه عملی بودن آن است . (146)
  • فرایند برنامه ریزی درسی : (148)

1-     تعیین  

2-     طرح ریزی حیطه ای برنامه درسی

3-     پیش بینی چگونگی اجرای برنامه ها

4-     طرح ریزی ارزشیابی از برنامه درسی

  • حیطه برنامه درسی چیست ؟ عبارتست از مجموعه فرصت های یادگیری طرح ریزی شده برای رسیدن به یک هدف کلی و مجموعه خرده هدف های مربوط به آن . (149)
  • یک برنامه طرح ریزی شده با شامل مجموعه ای از حیطه های برنامه درسی است .
  • فرایند طرح ریزی حیطه های برنامه درسی را نام ببرید ؟(149)
  • فصل هفتم انواع طرح های برنامه ی درسی :

1- طرح هایی که بر شایستگی های ویژه تاکید می کنند.

2- طرح هایی بر فعالیت ها و مسایل اجتماعی تاکید می کند.

3- طرح هایی که بر نیازها و علاقه های فرد تاکید می کند.

4- طرح هایی که بر موضوع های درسی تاکید می کند. (163)

  • طرح هایی که بر شایستگی های ویژه تاکید می کند بیشتر در مدارس فنی و حرفه ای بکار می رود بر مهارتهای و عملکرد های خاص تاکید دارد. (163)
  • طرح هایی که بر شایستگی های ویژه عملکرد های مورد نظر به صورت هدف های رفتاری یا عملی یا شایستگی ها تصریح و تعریف می شوند . (163)
  • طرحهایی که بر فعالیت ها و مسایل اجتماعی تاکید می کند معمولاً متبنی بر 3 نظریه طراحی شده است : 1- نظریه رویکردهای  به نقش های اجتماعی یا حوزه های زندگی اجتماعی یا وضعیت پایدار از زندگی 2- نظریه که برنامه درسی باید در گرداگرد جنبه ها یا مسائل زندگی اجتماعی تنظیم شود . 3- نظریه بازسازی اجتماعی که می گوید بهسازی اجتماعی از طریق در گیر کردن مستقیم مدارس و دانش آموزان و با نقش ها و کارهای آن باید هدف اصلی و اساسی برنامه ی درسی می باشد . . (164)
  •  طرح هایی که بر فعالیت ها و مسایل اجتماعی تاکید دارند ، فعالیت ها و یا مسایل اجتماعی را عناصر اصلی یا هسته مرکزی خود قرار می دهند. . (165)
  • نهصت آموزش و پرورش نوین ، اجتناب از برنامه های موضوع های مدرسه ای و در نتیجه کشیدن                            شدن به سوی برنامه ای که روی نیازها و علاقه های یادگیرندگان تاکید دارد . که دیدگاه های افرادی چون ژان ژاک در بلژیک ، پستالوژی در سوئیس، دکتر کرولی در بلژیک ، خانم مونتو سوری در ایتالیا ، جان دیویی در آمریکا مورد توجه قرار گرفت . (166)
  • ویژگیهای طرح های مبتنی بر نیازهای علاقه های فردی : 1- طرح برنامه به طور مبتنی بر شناخت نیازهاو علاقه های یادگیرنده 2- طرح برنامه به شدت انعطاف پذیر ، یادگیرنده حق انتخاب دارد. 3- آموزش به طور فردی است معلم نقش راهنما را دارد . خود آموزی و استقلال در یادگیری جایگزین روش تربیتی   سنتی است  . (167)
  • واژه دیسپلین (DescipLine) : یعنی کسی که از دیگری یاد می گیرد. از نظر روان شناختی به عنوان تغییر می شود که از ویژگی آن مناسب بودن برای تدریس و قابل استفاده بودن برای یادگیری است . بدین اعتبار DescipLine معرفت سازمان یافته مناسب برای آموزش است . 
  • حضوصیات هر دیسپلین این است که قابل یاد دادن و یادگیری ، یعنی آموزنده بودن آن است . (169)
  • ملاک و معیارهای سنجش درجه ی و کیفیت دیسپلین 1- ساده  سازی تحلیلی                        2- هماهنگی ترکیبی                            3- پویایی
  • رمز یادگیری انسان در تعلیم است یعنی در متعالی کردن گوناگونی تجریه خام است . (170)
  • سومین کیفیت معرفت در یک دیسپلین ، پویایی نامیده می شود که منظور از پویایی قدرت راهبردی به سوی فهمیدنی های بعدی است . (173)
  • خط فاصل معرفت سازمان یافته و نایافته وجود ندارد در یک پیوستاری بین این دو نتطه انواع معرفت          قرار دارد که از آنها به عنوان دیسپلین های قوی وضعیف نام می برند . تنها تفاوت در درجه مطابق آنها با ملاک یاد شده برای آموز زندگی است . مثال ریاضیات دیسپلین قوی تر از علوم سیاسی دارد که باتوجه    در 3 ملاک قابل تشخص است . (175)
  • نوع سازمان درسی عامل مهمی در تعیین چگونگی یادگیری است در بیشتر موارد عدم کارایی و غیر موثر بودن برنامه درسی به دلیل نامناسب بودن محتوای آن نسبت بلکه به دلیل چگونگی  تنظیم و سازمان دادن است . که یادگیری را کمتر می کند .
  •  سازمان دادن برنامه درسی هم مشکل است هم پیچیده . چرا؟ (178)
  • برای سازمان دادن محتوای درسی 3 ملاک در نظر گرفته می شود ؟ 1- بر قرار کردن توالی (sequence)

         2-یادگیری تراکمی یا مداومت camuLativeLearningorcontinity3- یگانگی IntegraHon

  • 4 نمونه برای توالی بیان شود ؟ 1- از آسان شروع می شود و به سوی مشکل پیش رود .2- ترتیب عرضه داشت مبتنی بر یادگیری پیش نیازهای این اصل در موضوع هایی که قوانین و اموال است   رعایت می شود . ( فیزیک دستور زبان و هندسه )3- عرضه داشت باید از کل به جزء برسد.    ( جغرافیا با کره جغرافیا شروع می شود. ) 4- نوع چهارم عرضه داشت ترتیب زمانی است .                                      ( درس تاریخ اولویت دارد . ) (182)
  • منظور از « دور متمرکز » در برنامه درسی چیست ؟(183)
  • بعضی از اصول که در برنامه ریزی هر یک از توالی ها بکار می رود ؟ حرکت از معلوم به مجهول ،                            از آسان به مشکل ، از تجلیل تجریه حسی به تعمیم های روبه توسعه
  • اصطلاح یگانگی ؟ روابط افقی حوزه ها و محتوای برنامه درسی بایکدیگر تاکید می نماید                                                             رابط محتوای ریاضی با علوم (186)
  • ملاک یگانگی دلالت بر سازمان دادن محتوا و فعالیت های یادگیری به صورتی که یادگیرنده در بدست آوردن و مدت نظر و رفتار در رابطه با عناصری که با آنها سر و کار دارد ، به طور فرایند ه ای کمک کند . (187)
  • آموزش و برنامه ریزی درسی ؟ به مرحله اجرا درآوردن طرح برنامه درسی است که به طور معمول اما نه لزوماً شامل تدریس به معنای عمل متقابل دانش آموز و معلم درچارچوب قرار دادهای مدرسه است . (191)
  • چه کسانی در برنامه ریزی بر آموزش شرکت می نمایند؟ 1- معلم یا معلمان 2- یادگیرندگان 3- مشاوران برنامه ریزی درسی و راهنمایان تعلمیاتی و مدیران
  • انواع طرح های آموزشی :1- طرح های آموزشی که در راهنمایی های برنامه تحصیلی موجود هستند.      2- راهنماهای رسمی ویژه آموزش 3- طرح های نوشته شده غیر رسمی 4- طرح های درس روزانه     5- طرح های نوشته شده  (193)
  • طرح های که به وسیله ی گروههای آموزشی یا با مشارکت چند معلم و افراد مطلع تهیه و توصیه      می شوند که ممکن است درباره محتوا ، روش های تدریس ، کاربرد وسایل کمک آموزش و ... باشد    طرح های نوشته شده غیررسمی می گویند . (194)
  • طراحی که در آن هدف کلی ، هدف های جزئی و رفتاری که موضوع را که تدریس خواهند کرد مشخص   می کند ، و در آن محدوده ها را دقیق می کند ، طرح درس روزانه گفته می شود . (144)
  • ویژگیهای یک طرح آموزشی ؟ 1- معلم در آن آزادی و اختیار داشته باشد . ( انعطاف پذیر باشد )                              2- روش های بکارگیری استفاده از انواع الگوهای آموزشی را به طور روشن توضیح بدهد. 3- برای استفاده بهتر ، از بروشورها و تصاویر و فهرست منابع موجود درباره روشهای آموزشی پیشنهادی                          را ارائه دهد . 4- با روش معلم و دانش آموز را درگیر در تنظیم برنامه و فعالیت ها نماید . 5- ارائه بازخورد در ارزشیابی ها برای تجدید نظر و اصلاح برنامه داشته باشد . (196)

v      فصل هشتم : ارزشیابی برنامه درسی

  •  آخرین مرحله برنامه ریزی درسی تهیه طرح ارزشیابی از برنامه ها و آموزش است  . (197)
  • ارزشیابی : عبارتست از جمع آوری اطلاعات و استفاده از آنها برای تصمیم گیری است . (197)
  • هدف اساسی ارزشیابی ، تعیین ارزش یک چیز است . (197)
  • نقش های گوناگونی ارزشیابی آموزشی؛ 1- اندازه گیری نتایج فعالیت های یادگیری یادگیرندگان    در تمام قسمت هاست .و تعیین میزان تحقق هدف های آموزش و پرورش به وسیله ی برنامه ای درسی و آموزش است . و تعیین تغییراتی که واقعاً در رفتار دانش آموزان صورت گرفته است .2- دومین نقش تعیین ارزش خود برنامه است .3- نقش مهم ارزشیابی در مدارس عبارتست از داوری کردن درباره تشکیلات و سازمان مدیریت و عملکردها و ساخت هایش است که مدارس در چهار چوب آنها در مدارس عمل می کنند.
  • انواع ارزشیابی : 1-  تکوینی : FormativeEvaLation 2-ارزشیابی نهایی : Summative
  • هدف ارزشیابی تکوینی: مشارکت در اصلاح و بهبود طرح های آموزشی و پرورشی است اگر چه   تصمیم نهایی پس از معلوم شدن نتیجه نهایی اتخاذ می شود این نوع ارزشیابی در مرحله شکل گیری برنامه و قبل از توزیع آن میان معلمان برای اجرا ، انجام می گیرد. از نظر حیطه و دامنه ی      عمل متغیر است . (198)
  • ارزشیابی نهایی :  بازده آموزش را مطابق با برنامه پیشنهادی اجرا شده است ، اندازگیری می کند .
  •  بدیهی است ارزشیابی تکوینی و نهایی به هم شده است وجه تمایز آنها از یکد یگر تنها از نظر ی زمان ارزشیابی نوع استفاده هایی است که از نتایج بدست آمده می کنند. (199)
  • نتایج و کاربرد ارزشیابی نهایی چیست ؟ اطلاعاتی مهمی را برای تجدید نظر در برنامه های درسی ، تدوین و برنامه های جدید ، خذف یا اضافه دروس ،انتخاب محتوای جدید ،تجدید نظر در مقاصد و هدف های عینی و غیره را در اختیار برنامه ریزان قرار می دهد . (200)
  • الگوهای مهم ارزشیابی : 1- الگوی تایلرRaLphw.TyLer 2- الگوی استیک RobertE.staKe                               3- الگوی پیشنهادی سیلور و الکساندر SayLor  and  ALexander
  • چرا ارزشیابی از برنامه درسی و آموزش همیشه با مشکلاتی مواجه بوده است ؟ زیرا به طور دقیق و مطمئن نمی توان اثر بخش برنامه و آموزش ، یعنی تغییراتی که واقعاً در یادگیرندگان به وجود آمده ، اندازه گرفت ( 200) برای حداقل رساندن این اثر منفی ، الگوهای گوناگون بر اساس رویکردهای و هدف های ارزشیابی معین شده است .
  • تایلرارزشیابی در آموزش و پرورش را حداقل در 2 نوع سنجش می داند یکی در آغاز هر برنامه و دیگری   در پایان برنامه تا از این طریق میزان تغییرات را اندازه گرفت هر چند این دو نوع سنجش و ارزشیابی لازم است اما کافی نیست که ممکن است برخی از هدف های کسب شده پس از پایان برنامه به بستر فراموش سپرده شوند که بهتر است به ارزشیابی دیگری نیز اقدام شود که بهترین وسیله ی برای رسیدن  این منظور مطالعات است . (202)
  • فرایند ارزشیابی : (202)

1- با بررسی هدف های برنامه آموزش شروع می شود تا معلوم شود چه میزان اهداف تحقق یافته است .

2- تعیین و مشخص کردن موقعیت های که دانش آموزی فرصت بروز رفتار مورد نظر را بدهد .  

3- بررسی و تعیین وسایل ارزشیابی است .

4- بررسی و آزمون موقعیت های پیشنهادشده است .

 5- وسیله ای برای ثبت یادداشت رفتار دانش آموزها

6- تعیین مقیاس و معیار برای بیان نتایج ارزشیابی

  • طرح ریزی برنامه درسی مستمری و مداومی است به این ترتیب که مواد و شیوه ها تهیه و تنظیم    و به مورد اجرا گذاشته می شود .
  • الگوی ارزشیابی تایلر به طور وسیعی از نوع ارزشیابی پایانی است که اولویت خاصی به الگوهای رفتاری دانش آموزان قابل است .
  • در الگوی استیک از 2 نوع ارزشیابی رسمی و غیررسمی به میان آمده .
  • ارزشیابی رسمی استیک ؟ مشتمل بر استفاده از« چک لیست ها» مشاهدات ساخته و پرداخته به وسیله               افراد ذیصلاح و همسنجی های کنترل شد ، و استفاده از تست های استاندارد شده است . (209)
  • برمامه ریزی در جریان ارزشیابی به 3 نوع اطلاعات نیاز دارند .

 الف ) شرایط پیشین ( پیش از تدریس )AntiAnticedeht

 ب)  تبادلTransaction  ( داد و ستد میان معلم و یادگیرندگان )

ج)  بازده ( نتایج حاصل از اجرا و فعالیتهای آموزش و یادگیری )

  • به طور سنتی بیشتر توجه در ارزشیابی رسمی به بازده معطوف شده است وبازده هایی           مانند توانایی پیشرفت های تحصیلی با نگر ش ها ، آرزوها ی دانش آموزان که محصول تجریه                      تربیتی هستند.
  • الگوهای ارزشیابی الکساندر : جامع و چند جانبه است دامنه ی و ماهیت ارزشیابی برنامه درسی را        شامل ارزشیابی مرحله ای و نهایی می داند . شکل(217)
  • چگونه می توان هدف های آموزش و پرورش را ارزشیابی کرد ؟ ارزشیابی از هدف های آموزش و پرورش یکی از مشکل ترین کارها است چون با مسئله « مطلوبیت » که موضوع ارزشی و « قابل وصول بودن » که موضوع فنی است برخورد می کند . ارزشیابی از هدف ها شامل مراحل ؟

 1- تحلیل داده های بدست آمده از منابع اصلی تعیین هدف ها

 2- بیان یک فلسفه آموزش و پرورش

 3- تلفیق نظریات و داوری های افراد ذیصلاح درباره هدف های آموزش و پرورش

 4- تعیین و سازگاری هدف ها با پیشرفت تحصیلی

5- جمع آوری داده های افراد ذیصلاح .

6-ارائه گواهی و اطلاعات بدست آمده.

  • ارزشیابی از هدف ها مشکل ترین قسمت های ارزشیابی برنامه درسی است .
  • اطلاعات مهم مورد نیاز درباره یادگیرندگان برای ارزشیابی آموزش چیست؟ (226)
  • (با عرض پوزش از ایرادات تایپی که به علت ضیق وقت، ویرایش مجدد امکان پزیر نشد )

ادامه ...

خلاقیّت و نوع آوری  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 11 آذر‌ماه سال 1388 در ساعت 03:45 ق.ظ

 

مبـاحثی درخـصوص خلّاقیت

مقدمه

تعریف خلاقیت

تعریف نوآوری

تعریف نوآوری از دید چند سازمان

موانع نوعی نوآوری وخلاقیت

10گام به سوی تقویت خلاقیت

همه می توانندخلاق باشند

تعریف شکوفایی

کلام آخر

بیست نکته برای بیست شدن 

ویژگی های مدیران خلاق 

کلام آخر


 

تهیّه و تدوین :محمودمشکی ماجلان

مقدمه :

تغییر و تحول در سازمانهای امروزین به قدری سریع ، چند جانبه ، پیچیده وفراگیر است که سازمانها بدون پیش بینی ، همگامی و تطابق با آن قادر به ادامه حیات نیستند و توسعه و پیشرفت آنها بدون واکنش متناسب و پاسخ آگاهانه به شرایط محیطی متحول و پویا ممکن نخواهدبود.

چه موضوعات یا مسایلی در سازمان بیشتر از همه در معرض تغییر قرارمی گیرند؟ چگونه و به وسیله چه کسانی در سازمان باید تغییرات و تحولات را به وجودآورد؟ چه نیروهایی موجب تغییر می شوند؟

بهبود ونوآوری مستمر و فراگیر درواقع نوعی کندوکاو منظم برای یافتن شیوه ها و پاسخهای نو به فشارها و تغییر و تحولات محیطی است ، چرا که درمحیطهای پیچیده و متحول امروزی دیگر واکنشهای تکراری برای رویارویی با این تغییرات کارآمد نبوده و مرتبا بایددر جستجوی راه های جدید برای واکنش در برابر محیط بود. به عبارتی آن دسته از سازمانها و نظامهامی توانند در محیط پیچیده و پویا به بقای خود ادامه دهند که به طور مستمر قادر باشند ایده ه و طرحهای جدیدی راکه لازمه مقابله با فشارها و تحولات محیطی است ، ایجاد و منتشر کنند.

امروزه مردم ما نیازمند آموزش خلاقیت هستند که با خلق افکار نو به سوی یک جامعه سعادتمند قدم بردارند

هیچ کس قادر نیست به میزان اطلاعات واقعی هر کس که در گوشه ذهن او نهفته است پی ببرد. این اطلاعات زمانی به حرکت در می‌آید که انگیزه‌ای قوی سبب رها شدن آن به بیرون ذهن می‌شود. در این مرحله انسان‌ها به سرنوشت یکدیگر حساسند و در جهت رشد یکدیگر می‌کوشند و در نهایت سبب می‌شود جریانی از علم و دانش و تجربیات میان آنها جاری شود که همین امر زمینه‌ساز نوآوری و خلاقیت خواهد بود.

یکی از شرایط لازم برای پدیدار شدن افکار نو، وجود آرامش برای مغز است. به همین خاطر لازم است انسان‌ها بکوشند در جامعه شرایطی پدید آید که در بستر آن مغز بیندیشد و تکامل یابد و سبب ساز افکار نو شده و شرایط برای سازندگی در جامعه مهیا شود

همه سازمانها برای بقا نیازمند اندیشه های نو و نظرات بدیع و تازه اند. خلاقیت و نوآوری چنان به هم درآمیخته اند که ارائه تعریف مستقلی از هرکدام دشوار است. خلاقیت، پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نو است درحالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است.

 برای آنکه ایده جدیدی خلق شده و توسعه یابد، باید نیروهای پیش برنده بر نیروهای بازدارنده غلبه کنند و شرایط به گونه ای باشد که نیروهای پیش برنده ما را به سوی نظر و شیوه جدید رهنمون گردد:

1- آمادگی (preparation): در این مرحله ایده به وجود نمی آید ، ممکن است دانشمندی سال ها روی مسأله ای کار کند ولی منجر به ایده ای نشود؛ تمرکز روی یک مسئله

2- نهفتگی، خواب روی مسئله (INCUBTION ): زمان تفکر و واکنش؛ فرد خلاق ممکن است به ماهیگیری برود، چرت بزند یا روزها دنبال ابداع نباشد؛ این دوره الزاما منجر به خلاقیت نمی شود

3- مرحله اصرار و پافشاری ( PERSISTENCE ) : پشتکار نشان دادن بر روی ایده

4- مرحله بینش و بصیرت ( INSIGHT ): ایده های خلاق به طور ناگهانی و غیر منتظره ایجاد می شوند

5- رسیدگی و تحقیق ( VERIFICATION ): تطبیق ایده با روشهای آزمایشگاهی و کتابخانه ای؛ در اینجا باید ایده مورد نقد و بررسی قرار گیرد"

امروزه جامعه نیازمند افرادى است که فکر و خرد را حاکم بر اعمال و افکار خویش قرار مى دهند و مشکلات را به گونه ابتکارى از سر راه خود برمى دارند

خلاقیت ونوآوری ازآن واژه هایی هستند که بیشتر اوقات با یکدیگر اشتباه می شوند،برخی می اندیشند که این دو واژه مترادفند، درحالیکه تفاوت های زیادی میان آنهاست.

خلاقیت به زبان ساده یعنی تولید یک اندیشه وفکرنوویاحتی نگاهی کنجکاوانه به پدیده ای قدیمی، درحالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه وفکر است، به عبارت دیگر ،خلاقیت به توانایی ایجاد اندیشه ها وایده های نو اشاره دارد ولی نوآوری به معنای کاربردی ساختن ، به اجرا گذاشتن ،یاتولید کالاها یاخدمات جدید است که هدف ازآن ایجاد فایده و"منفعت" اجتماعی است.به نظر برخی از پژوهشگران فرد خلاق ممکن است نوآور نباشد،یعنی می تواند دارای ایده های جدید ونوباشد ولی توانایی تولید، عرضه ویا فروش آنها را نداشته باشد.ولی فرد نوآور غالبا خلاق است به هر حال باید بخاطر داشت:

در هر سازمان، شرکت یا هرکسب وکاری که هستید حتی اگر یک کارمند معمولی ویا یک فروشنده تازه کار هم به حساب می آیید، بدانید که اگر خلاق تر ونوآورتر باشید پیروزترید.این یک باور جهانی است، پس در جهت آن بکوشید.

تعریف خلاقیت:

تعاریف مختلفی از خلاقیت ارائه می‌شوند و از دیدگاه روانشناسی و سازمانی مورد بررسی قرار می گیرند

  

تعریف خلاقیت از دیدگاه روانشناسی:

خلاقیت یکی از جنبه‌های اصلی تفکر یا اندیشیدن است. تفکر عبارت است از فرایند بازآرایی یا تغییر اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت

خلاقیت عبارت است از فرایند یافتن راه‌های جدید برای انجام دادن بهتر کارها؛ خلاقیت یعنی توانایی ارائه راه حل جدید برای حل مسائل؛ خلاقیت یعنی ارائه فکرها و طرح‌های نوین برای تولیدات و خدمات جدید و استمرار آن پس از غیبت آن پدیده‌ها.

  

بعضی افراد براین باورند که خلاقیت ذاتی است، برخی دیگر باور دارند که با آموزش هرکس می‌تواند خلاق شود. در دیدگاه دوم خلاقیت را می‌توان فرایندی چهار مرحله‌ای دید مرکب از ادراک، پرورش، الهام و نوآوری

خلاقیت نیاز به تلاشی نوآور دارد. نوآوری یعنی گرفتن آن الهام و تبدیل آن به تولیدی مفید- خدمت یا روش انجام چیزی

 

ویژگى هاى افراد خلاق روان شناسان ویژگى هاى افراد خلاق را مورد بررسى و مطالعه قرار داده اند. در پژوهش هایى که توسط استینر (1965) و بارون (1969) و بارباراکلارک (1979) صورت گرفته، صفت هاى ذیل به عنوان ویژگى هاى افراد خلاق، که عموماً برخوردار از آن هستند، بیان شده است: ـ داراى گنجایش ذهنى و فکرى زیادى هستند (تیزهوش تر از دیگرانند ) ـ علاقه آن ها به مسائل علمى، هنرى، فرهنگى و اجتماعى بیش تر و دامنه اطلاعات آن ها در این زمینه وسیع تر است

ـ درباره مسائل انتزاعى، در مقایسه با مسائل عینى و ملموس، بهتر و عمیق تر مى اندیشند ـ دوست دارند که در مباحثه عقیده خود را بیان کنند، ولى اصرارى به تحمیل عقاید خود ندارند ـ انعطاف پذیرند و بیانشان داراى طنز است ـ علاقه به سؤال و پرسش دارند و بسیار کنجکاوند محافظه کار نیستند و بیش تر ریسک پذیرند ـ علاقه هاى متنوع و فراوانى دارند و داراى فرایندهاى غیرمتعارف فکرى هستند ـ در فکر و عمل از اصالت و نوآورى بیش ترى برخوردارند

ـ داراى زندگى تخیلى بوده و درگیرى بیش ترى با رؤیاهاى خیالى دارند ـ استقلال طلب بوده و دوست ندارند که از راه و روش زندگى دیگران پیروى کنند ـ اعتماد به نفس خوبى دارند و در مقابل ناکامى ها کم تر دلسرد و مأیوس مى شوند ـ از معیارها، رسوم و ارزش هاى اجتماعى، که به نظرشان قابل قبول نیستند، کم تر پیروى کرده و بیش تر متکى به قضاوت شخصى خود هستند ـ در رابطه با دیگران رُک و صریح و درست کارند

ـ به مسائل فلسفى همچون مذهب، ارزش ها، معنى زندگى و این قبیل امور توجه مى کنند ـ بر غرایز خود تسلط بیش ترى داشته، شخصیت رشد یافته ترى دارند و کم تر داراى اختلال روحى و روانى مى شوند ـ داراى حافظه اى قوى بوده و به جزئیات مسائل توجه دقیق دارند.

_ توانایى انجام کارهاى پیچیده را نیز دارند

- مشکلات را به عنوان فرصت می بینند وازلحاظ عاطفی آنها را می پذیرند، مشکلات را جالب می دانند ودرباره پیش فرضها مبارزه طلبی می کنند

- به سادگی تسلیم نمی شوند، پشتکار دارند وسخت کار می کنند

به طور کلی یک انسان خلاق دارای 6 خصوصیت زیر می باشد:

- سلامت فکروروان: افراد خلاق افرادی هستند که از سلامت روانی برخوردارند.این افراد قادرند فکر، اندیشه وحرف های تازه را پشت سر هم مطرح کنند بدون اینکه دچار رکود گردند

- انعطاف پذیری: یعنی توانایی کنارگذاشتن چهارچوب های ذهنی گذشته وتوانایی دیدن اندیشه های جدید وبررسی افکار نو و پذیرش مناسب ترین وکارآمد ترین باورها رادارند

- ابتکار: به پشتوانه اندیشه سالم، ذهنی پویا ومنعطف در هر زمان میتوانند پیشنهاد تازه ای را یافته وارائه دهند، ارایه پیشنهاد جدید خود نوعی از خلاقیت ونوآوری است

- ترجیح دادن پیچیدگی نسبت به سادگی: افراد خلاق ومبتکر همواره در تلاش وتکاپو بوده وبه هرکورسویی رضایت نداده ودرجستجوی منشا نور می باشند، بنابراین پیچیدگی ها را انتخاب کرده وبدنبال یافتن راه حلی ساده برای آنها هستند

- استقلال رای وداوری: آنها پیرو ودنباله رو نبوده وبه دنبال تکیه گاهی در عالم بیرون نیستند تا به او چنگ بزنند بلکه افراد خلاق صاحب فکر، اندیشه، سبک وروشی خاص هستند، آنها همواره مطیع بی چون وچرای مسئول بالاتر وافراد با نفوذ نبوده از جمع پیروی نمی کنند بلکه براساس اعتقادات والگوی ذهنی خود وبراساس منطق حاکم بر امور از استقلال رای وقضاوت برخوردارند

- تمرکز نیروی ذهنی بروالاترین هدفی که دارند: افراد خلاق همیشه ودر هر شرایطی ذهن ونیروی خود را بر یک موضوع ویژه متمرکز می کنند وبه دنبال دستیابی به هدفی والا وبلند مرتبه هستند وبا این عمل برقله رستگاری وموفقیت تکیه میزنند

از مطالعه افراد بسیار خلاق موارد زیر نتیجه می شود (که البته این خصوصیات شخصیتی آنهاست نه اینکه با اینگونه رفتارها، انسان بتواند به خلاقیت برسد):

- تمایل به تعریف وتمجید از خود دارند

- اشخاص خلاق مخصوصا خواهان قبول پیچیدگی وحتی بی نظمی در دریافت های خود هستند بدون اینکه نگران آشفتگی ناشی از این امر باشند این به آن معناست که آنان فی نفسه بی نظمی را دوست دارند بلکه پرمایگی موجود دربی نظمی را به کم مایگی نظم ترجیح می دهند

- تمایل دارند نزد دیگران به داشتن نظرات تندواحمقانه شهرت داشته باشند

- کارهای آنها با اظهار نظر اینکه از موضوع پرت هستند مشخص می شود

- شوخ طبعی وبذله گویی از صفات بارز این افراد است

- باید به این افراد کمک کرد که بدون اینکه کینه توز وپرخاشگر باشند جسارت خود را حفظ کنند

  

عوامل بازدارنده خلاقیت:

تلاش های قبل از بلوغ برای حذف خیالبافی

محدودیتهای بازدارنده قوه تدبیر وکنجکاوی کودکان

تکیه بیش از حدبه نقش جنسیت

تاکیدزیادبرپیشگیری

القای ترس وکمرویی

تاکیدبرمهارتهای کلامی

 

 خطری که استعداد خلاق فرد را تهدید می کند، قضاوت یا ارزیابی تجربه فرد نیست بلکه پیشداوری است که به تبع آن تجارب بسیاری در حوزه دریافت را نمی یابند، خطری که آموزشهای معمول چه در خانه وچه در مراکز آموزشی در بردارند این است که نظرات نو واحتمال وقوع اعمال جدید خیلی زود وبیش از اندازه موردانتقاد قرار می گیرند.اکثروالدین ، معلمین ومربیان به علت عدم برخورداری از دانش وآگاهی کافی وبه علت آشنا نبودن با علم پرورش فکر واندیشه، قادر به پاسخگویی دقیق، روشن وعلمی به سوالات کودکان نیستند وچون چنین توانایی را ندارند معمولا طفره رفته ودرمقابل سوالات مکرر آنها برخوردهای غیر منطقی وخشن انجام میدهندتا جایی که بتدریج ترس وتردید به وجود فرد رخنه کرده وبرای پیشگیری از برخوردهای ناشایست دیگران تصمیم به مطرح نکردن پرسش های خود می گیرند ونتیجه آن این خواهد بود که خلاقیت همچون غنچه ای نشکفته به پژمردگی ونیستی هدایت خواهد شددریک بررسی بعمل آمده 95% کودکان 4ساله از نیروی خلاقیت قابل توجهی برخوردار بودند، در بررسی مجدد همین کودکان در 7سالگی ، روشن گردید که فقط 4% آنها قادر بودند خلاقیت چشم گیر خود در سن 4سالگی را حفظ کنند وبقیه نه تنها پیشرفتی در افزایش قوه خلاقه خودنداشتند بلکه توان حفظ همان سطح را نیز از دست داده بودند

 

تعریف نوآوری:

منظور از نوآوری فرآورده جدید یا محصول خلاقی است که توسط یک سازمان ارائه می گردد . فراورده خلاق می تواند نرم افزاری مانند انواع خدمات (مثل خدمات آموزشی ، خدمات بهداشتی درمانی ، خدمات اداری و ...) و ی سخت افزاری مانند کالاها (مثل محصولات صنعتی ، محصولات داروئی ، محصولات غذائی و...) باشد . به طوری که ملاحظه می شود تعاریف خلاقیت و نوآوری دارای عناصر مفهومی همچون تازگی و نویی ، جدیدی ، سرآغاز بودن ، اول بار بودن و همچنین مفید بودن می باشند . بنابراین انواع کشفیات علمی نظریه های علمی (تئوری ها و فرضیه ها) ، ابداعات و اختراعات و نیز آثار بدیع هنری و ادبی مانند کشف عناصر شیمیائی قوانین حرکتی نیوتن ، حساب دیفرانسیل و انتگرال ، نظریه مکانیک کوانتومی پلانک ، نظریه نسبیت انیشتین ، نظریه شناختی پیاژه ، نظریه عمومی سیستم ها ، نظریه بی نهایت بودن ذرات حسابی ، الگوی ساختار مولکولی DNA واتسون و کریک ، معادله شرودینگر،تابلوی مونالیزای لئوناردو داوینچی ، سبک نقاشی کوبیسم ، شاهنامه فردوسی ، غزلیات حافظ ، آثار شکسپیر، اختراع موتور بخار، اختراع لامپ برق ، اختراع رادیو و تلویزیون ، اختراع تلفن ، اختراع هواپیما ، اختراع ترانزیستور، اختراع اینترنت ، خلق و طراحی محصولات جدید ، حل مسائل کیفیت و بهره وری سازمان و هزاران هزار مورد از این قبیل جلوه هائی از خلاقیت و نوآوری می باشند. منظور از نوآوری خلاقیت متجلی شده و به مرحله عمل رسیده است، به عبارت دیگر نوآوری یعنی اندیشه خلاق تحقق یافته؛ نوآوری همانا ارائه محصول، فرایند و خدمات جدید به بازار است؛ نوآوری بکارگیری توانایی‌های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است. نوآوری فرایند کسب اندیشه‌ای خلاق و تبدیل آن به محصول و خدمت و یا یک روش عملیاتی مفید است.

واژه نوآوری به عنوان معادل واژه Innovation به شکل های زیر تعریف شده است :

نوآوری به معنی خلاقیت عینیت یافته: در این نوع تعریف نوآوری دارای مفهوم عملیاتی شدن و به مرحله اجرا درآمدن اندیشه های نو می باشد . از این دیدگاه می توان نوآوری را به معنی خلاقیت عینی به عنوان شکل اجرائی شده و تحقق یافته خلاقیت ذهنی دانست . بنابراین همان طور که ملاحظه می گردد دو واژه خلاقیت و نوآوری دارای دو مفهوم متفاوت جداگانه ولی در عین حال مرتبط با یکدیگر می باشند .

نوآوری به معنی فراورده جدید در سطح سازمان :در این نوع تعریف ، منظور از نوآوری فراورده جدید یا محصول خلاقی است که توسط یک سازمان ارائه می گردد . فراورده خلاق می تواند نرم افزاری مانند انواع خدمات (مثل خدمات آموزشی ، خدمات بهداشتی درمانی ، خدمات اداری و ...) و یا سخت افزاری مانند کالاها (مثل محصولات صنعتی ، محصولات داروئی ، محصولات غذائی و ...) باشد .

منظور از نوآوری خلاقیت متجلی شده و به مرحله عمل رسیده است، به عبارت دیگر نوآوری یعنی اندیشه خلاق تحقق یافته؛ نوآوری همانا ارائه محصول، فرایند و خدمات جدید به بازار است؛ نوآوری بکارگیری توانایی‌های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است

نوآوری فرایند کسب اندیشه‌ای خلاق و تبدیل آن به محصول و خدمت و یا یک روش عملیاتی مفید است.

تعریف های نوآوری از دید چند سازمان

« نوآوری استفاده از توانایی های طبیعیِ خلق کردن راه های جدید و بهتر لذت بردن از زندگی و کارکردن با یکدیگراست» مرکز یادگیری گروهی شرکت فورد (Ford Team Learning Center )

«نوآوری یک فرهنگ، یک نگرش است که مراقبت، کیفیت و خدمت به مشتریانمان را با هم ترکیب می کند.» ـ سامانة بهداشت واشو (Washoe Health System)

نوآوری به معنی خارج شدن از درون جعبه (چارچوب) به منظور خلق کردن راه حل ها و پیاده سازی آن هاست. نوآوری خلق فرصت هایی و حیط هایی برای تغییر و یادگیری است.» ـ مؤسسة (موزة) اسمیتسونین: دفتر امور مالی و اداری (Smithsonian Institution – Office of Finance and Administration)

« نوآوری دگرگون سازی افکار به سوی ایده ها و کاربرد این ایده ها برای تحقق هدف ها و بنابراین بهبود کسب و کار جاری یا خلق کردن کسب و کاری جدید است.» بخش پژوهش و توسعة شرکت رینولدز (Reynolds Research and Development)

« نوآوری عاملی است که محیطی برای فرایند ارتباط سازی خلق می کند که موجب به وجود آوردن محصول، خدمتِ، . . . جدیدی می گردد که ارزش ایجاد کند. یک نوآوری اجتماعی است ـ آفرینش محیطی است که در آن نوآوریِ دست اول (first level) شکوفا می شود.» ـ بخش آیدیا ورسِ شرکت لوسنت تکنالوجیز (Idea Verse ، Lucent Technologies)

« ایده های جدیدی که رضایت مشتری، بهره وری و گنجایش فکری سازمان ما را بهبود بخشند،نوآوری اند.» ـ مارشال ایندستریز (Marshall Industries)

« پیاده سازی ایده های خلاق برای ایجاد فرایندها و محصولات جدید نوآوری است. این شامل راه های بهتر انجام دادن کارهایمان و ابزارهای جدیدی می شود که بهره وریمان را افزایش دهد » ـ بخش پژوهش و توسعة شرکت کلوراکس (The Clorox Company ، Research & Development)

« نوآوری تجسم چیزی است که وجود ندارد و به وجود آوردن آن. انجام کاری که نیازهای مردم را تأمین می کند. کاری که قبلاً هرگز انجام نشده است ـ که انسان را وادار می کند بگوید عجب !

در کُنه آن، ما براین باوریم که نوآوری غیرقابل تشریح است. روحیه ای است که پیوسته بر ضد رضایت از آن چه وجود دارد، پدیدار شده به پیش می رود. ـ فدرال کوالیتی کانسالتنسی گروپ (Federal Quality Consulting Group)

« پرورش و پیاده سازی رؤیاهایمان ـ با برنامه ها، محصولات و خدماتی که دارای ارزش هایی مرتبط با چشم انداز و نیاز های بازارهای ما هستند». ـ وای- ام- سی- ایِ شیکاگو و حومه (YMCA of Metropolitan Chicago)

 

غالب سازمان ها دید روشنی از نوآوری ندارند و هر یک از سه واژه ـ ایده ها، خلاقیت و نوآوری را برای تشریح آن به کار می برند .

در اینجا، راه جالبی برای تعریف و قایل شدن تمایز بین هر سه واژه وجود دارد: یک ایده نسخه ای است برای عمل. برحسب تعریف، یک ایده باید افراد، مکان ها و شرایط را تغییر دهد. خلاقیت دربارة راه های نگرش به مسایل است. بنابراین، یک ایدة خلاق راه جدیدی است برای برخورد و تعامل با مردم، مکان ها و شرایط. نوآوری عبارت از پیاده سازی ایدة خلاق و بهره مند شدن از آن است. پیاده سازی کلید نوآوری است .

خلاقیت عبارت است از به کارگیری تواناییهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید. فراگرد ایجاد فکرهای جدید و تبدیل آن فکرها به عمل و کاربردهای سودمند رانوآوری می گویند. درغالب مدیریت سازمان، موفقیت نهایی و حتی گاهی بقای آن به میزان توانایی برنامه ریزان در ایجاد نوآوری و به کارگیری فکرهای نو بستگی دارد. مهمترین دلیل نیاز به خلاقیت ونوآوری بروز مشکل است. حل مشکل به دو شیوه حل عقلایی و حل خلاقانه مشکل میسر است. برای ظهور یک ذهنیت خلاق بایدتعریف دقیقی از مشکل ارائه گردد همچنین زمینه استفاده از راه حلهای گوناگون و سوای از راه حلهای مرسوم، ایجاد شود.

روان شناسان در تعریف خلاقیت متفق القول نیستند و به خلاقیت از زوایاى گوناگونى مى نگرند; در گذشته محور بحث روان شناسان از خلاقیت «شخص خلاق یا فرایند خلاق» بود. امروزه نیز اگرچه بسیارى از اندیشمندان به خلاقیت به عنوان یک فرایند مى نگرند، اما تعریف آنان از خلاقیت، مبتنى بر ویژگى "مولد بودن "است. مک کینان در تعریف خلاقیت مى نویسد: "خلاقیت عبارت است از حل مسأله به نحوى که ماهیتى بدیع و نو داشته باشد" ویلیامز مى نویسد: "خلاقیت مهارتى است که مى تواند اطلاعات پراکنده را به هم پیوند دهد، عوامل جدید اطلاعاتى را در شکل تازه اى ترکیب کند و تجارب گذشته را با اطلاعات جدید براى ایجاد پاسخ هاى منحصر به فرد و غیرمتعارف مرتبط سازد"

 

 

موانع نوعی نوآوری وخلاقیت کدام اند؟

مسئله حائزاهمیت در رابطه با خلاقیت موانع خلاقیت است که در ذیل به آنها می پردازیم:

ترس از انتقاد و شکست

عدم اعتماد به نفس

تمایل به همرنگی و همگونگی

عدم تمرکز ذهن

انسدادهای ادراکی

انسدادهای ادراکی چون ثبات، تعهد، تراکم و بی خیالی از مهمترین موانع ذهنی خلاقیت به شمار می آیند. با آگاهی از انسدادهای ادراکی خود و اجرای روشهای خاص می توان مهارتهای حل مسئله را به گونه خلاق افزایش داد.

ثبات : به معنای آن است که فرد اسیر روش نگریستن واحد به یک مشکل ی استفاده از یک نگرش درتعریف ، تشریح یا حل آن می شود

تفکر عمودی (VERTICAL THINKING)::

تعریف یک مشکل فقط به یک طریق بدون درنظر گرفتن نظریه های دیگر است. برعکس، متفکران افقی که راههای دیگری برای بررسی مشکل ایجاد می کنند و تعاریف گوناگونی ارائه می دهند.

یک زبان تفکر واحد: استفاده از یک زبان فکر کردن است بدین معنا که بیشتر از یک زبان برای تعریف و ارزیابی مشکل به کار برده نمی شود. اکثر مردم در قالب کلمات فکر می کنند، بدین صورت که آنها درباره یک مسئله و حل آن برحسب زبان لفظی فکر می کنند. لازم به ذکر است که حل عقلایی مشکل این نگرش را تقویت می کند. باید بگوییم زبانهای فکری دیگری هم موجودند مانند زبانهای نمادین (ریاضیات)، تصورات حسی، احساسات و عواطف و تصورات بررسی که هرقدر زبانهای بیشتری دراختیار حل کنندگان مشکل قرار می گیرد، راه حلهای آنان بهتر و خلاق تر خواهدبود.

تعهد: تعهد نیز می تواند به عنوان یک انسداد ادراکی در حل خلاقانه مشکل عمل کند. به محض اینکه افراد به یک نقطه نظر خاص تعریف یا راه حل متعهد می شوند، محتمل است که آن تعهد را پیگیری کنند.

کلیشه سازی مبتنی بر تجربه گذشته : یعنی مشکلات فعلی به عنوان گونه هایی از مشکلات گذشته دیده شوند

نایده گرفتن مشترکات: شکست در شناسایی شباهته میان قطعات به ظاهر ناهمگون داده ها، یعنی فرد نسبت به نقطه نظری خاص باتوجه به این واقعیت که عوامل متفاوت هستند، متعهد می شود و ناتوان در ایجاد ارتباطات، شناسایی موضوعها، یا درک مشترکات می گردد. توانایی در یافتن یک تعریف یا راه حل برای دو مشکلی که به نظر غیرمشابه می آیند یکی از ویژگیهای افراد خلاق است.

تراکم : انسدادهای ادراکی همچنین درنتیجه تراکم و تلخیص اندیشه‌ها رخ می‌دهد. یعنی نگاه کردن خیلی محدود به یک مشکل، غربال کردن خیلی زیاد داده ها، ی ایجاد فرضیه هایی که مانع از حل مشکل می شوند، نمونه های متداول آن هستند

بی خیالی: بعضی از انسدادهای ادراکی نه به دلیل عادت به تفکر ضعیف یا به دلیل مفروضات نامناسب بلکه به دلیل ترس، نادانی، ناامنی یا فقط تنبلی ذهنی ساده رخ می دهد

 

موانع برای نوآوری

 - عدم تمایل به سهیم کردن دیگران در مسئولیت و پاداش .

- عدم پذیرشِ توانمند کردن تمام افراد .

- عدم اعتماد به مزایای نوآوری، کار گروهی و تفاوت ها .

- عوامل موثر درخلاقیت ونوآوری

- به کارگیری وجذب نیروهای خلاق و نوآور به سازمان

- امکانات مناسب تحقیقاتی ومالی برای کوششهای نوآورانه

- آزادی عمل کافی در انجام فعالیتها و تلاشهای خلاق همچنین به کارگیری نتایج حاصل ازفعالیتهای خلاق

- دادن پاداش مناسب به افراد خلاق

- تبادل فرهنگی میان سازمانها و در کنار هم قراردادن افراد محافظه کار و سنتی با افراد نوجو و ایجاد محیطی که در آن اطلاعات و نظرات به سهولت مبادله می گردند

راهکارهای عملی برای رفع موانع موجود

 

10گام به سوی تقویت خلاقیت از نظر جفری بام گارتنر:

  1. به موزیک(باخ) گوش دهید، اگر از سردرد رنج می برید ویا در نیمه های شب دچارتوهم می شوید به پزشک مراجعه نمایید
  2. از تکنیک یورش فکری استفاده کنید
  3. همیشه باخود یک دفترچه ومدادیاخودکار داشته باشید وهنگامی که ایده ای تازه به ذهن شما می رسد آن را یادداشت نمایید
  4. هنگامی که فکرنویی به ذهن شما می رسد یک فرهنگ لغت را باز کنید وبطور تصادفی واژه ای را انتخاب نمایید وآنگاه سعی نمایید این فکر نو وآن واژه را با یکدیگر ترکیب نمایید واین روش سبب خواهد شد به نکات جالبی دست یابید
  5. مشکلی را که با آن روبرو هستید با دقت تعریف نمایید ویاآن را برروی یک کاغذ یا دفترچه الکترونیکی ویا در رایانه با جزئیات شرح دهید
  6. اگر نمی توانید تفکر کنید بهتر است پیاده روی کنید
  7. تلویزیون نگاه نکنید زیرا ذهن شما توسط برنامه های آن اشغال می شود
  8. از مصرف دارو بپرهیزید بعضی افراد برای تقویت خلاقیت خود ازداروهای خاصی استفاده می کنند
  9. تا می توانید درباره هر چیزی مطالعه کنید مغز شما با مطالعه ورزش می کند
  10. از طریق مطالعه و بحث کردن با افراد باهوش سلولهای مغزی خود را ورزش دهید

همه میتوانند خلاق باشند

در واقع امور خلاقانه شاید بیشتر اکتسابی می باشندتا فطری ومی توان با آموزشهایی این توانایی را درخود افزایش داد، مجموعه عواملی که باعث تشدیدوترغیب فرد به نوآوری می گردند به عوامل تشدید کننده تعبیر می گردند که خود به دو بخش کلی انگیزه ها وابزارها به شرح ذیل تقسیم می شوند:

انگیزه ها:

- انگیزه های بیرونی : که عبارتند از بحران های مختلف ازجمله بحران های طبیعی (سیل، زلزله، طوفان و...) وبحران هایی که خود انسان موجب آنهاهستند (مانند:جنگ) وسطح توقعات جامعه

- انگیزه های درونی: همچون استعداد ذاتی فرد، نیازهای درونی وبحران های شخصی

ابزارهای :

- اراده

- اعتمادبه نفس

- کمیت

- شبیه سازی

- استمدادازدیگران

- مجاورت/تباین/تشابه

- تغییردادن

- فعالیتهای جنبی و. . .

Image

 تعریف شکوفایی:

در فرهنگهای مختلف نظرات وایده هایی متفاوت وجود دارندبطور کلی میتوان گفت که تعریف شکوفایی یک ملت بطور مستقیم ویا غیرمستقیم وابسته اموزش و تربیت ساختار داخلی خانواده میباشد ( جایی که محل رشد شخص ویا اشخاص است).

روان شناسان خود شناسی را گرایش انسان به رشد و تکامل از یک وضع ساده به یک وضع پیچیده، از وابستگی به استقلال و از قالبی بودن به انعطاف پذیری، تفسیر و تعریف کرده‏اند، به همین علّت در خود شکوفایی، خلاقیّت و شناخت استعدادها اهمیّت زیادی دارد “ خود شکوفائی ” ( self – actualization) در مفهوم عمده و کلاسیک خود ، نخستین بار توسط “ کورت گلداشتاین ” ( روانپزشک آلمانی 1965 ـ 1878 ) مورد بحث و بررسی قرار گرفت ، او خود شکوفائی را به صورت توانائی نیرومند ذاتی موجود در هر فرد ، که موجب شکوفا شدن استعدادهای مثبت او می گردد ، تعریف نمود ( شکوفا کردن فطرت نیک درونی ) گلداشتاین معتقد بود ، برای آن که انسان به موفقیت های بزرگ دست یابد ، باید با محیط اطراف و زندگی خود به بهترین نحوه ممکن ، کنار بیاید و چنانچه محیط و زندگی ، هر روز ضربه سنگین تری بر پیکره انسان وارد کردند ( مثلا موجب بیماری انسان شدند ) انسان باید سعی در بهبود روش مقابله خود ، با این قبیل مشکلات بنماید تا بدین ترتیب به مرزهای“ خودشکوفایی ” ( درک و فعال نمودن همگی استعدادهای خود ) نزدیک شود .

روانشناس دیگری به نام “ کارل راجرز ” ( 1987 ـ 1902 ) نشان داده که انسانهایی که توانائی فرمان دادن به خود ( self – direction ) را پیدا کنند و در حقیقت بر کنترل کامل افکار و افعال خود ، موفق شوند به خود شکوفایی ، که والاترین درجه انسانیت است ، نائل خواهند شد . از دیگر معتقدان به نظریه خود شکوفائی که آن را با مفاهیم عالی عجین کرد و به اوج قدرت رسانید “ آبراهام مزلو ” است . ( روانشناس آمریکائی 1970 ـ 1908 )

مزلوخود شکوفائی را بالاترین و برترین نیاز انسان می دانست ، که پس از ارضای سلسله مراتب نیازهای پایین تر انسان از جمله نیازهای جسمی ( مثل غذا و مسکن ) ، نیازهای ایمنی ، تعلق و محبت ، نیاز به احترام ، نیاز به دانستن و فهمیدن ( که بعدا اضافه کرد ) ، مطرح می شود ، او خود شکوفائی ( نیاز به تحقق خود ) را در مورد 49 نفر از اشخاص سرشناس جهان ( زنده و مرده ) از جمله :“ انیشتن ” ، “ آبراهام لینکلن،باروخ ایپسنوزا ” ، “ بندیکت ” و .. مورد توجیه و بررسی قرار داد. “مزلو ” بیان نمود : “ در افراد معمولی ، انگیزش در پی جبران “ کمبود ” یعنی کمبودهای ارگانیزم ( چه جسمانی و چه روانی ) است یعنی آنها در صدد ارضای نیازهای پایین ترند ولی افراد عالی ( خود شکوفا ها ) خواستار متحقق ساختن استعدادهای درونی و بالقوه خود و شناخت و فهم دنیای پیرامونشان هستند ” .(4) او نیازهای عالی افراد خود شکوفا را فهرست می کند و آنها را “ فرا نیاز ” نام می نهد ، از جمله این فرا نیازها می توان به : “ حقیقت ” ، “ قاطعیت ” ، “ یگانگی و تمامیت، فرار از دوگانگی ” ، “ سر زندگی و شادابی، یکتایی ” ، “ کمال ” ، نظم ” ، “ عدالت ” ، “ سادگی، استغناء ” و جامعیت و .. اشاره نمود

 

چگونه استعدادها را شکوفا کنیم:

انسان به عنوان یک موجود اجتماعی که از عقل و شعور برخوردار است، نیازهای متفاوت و متنوعی دارد. نیاز به آب و هوا و غذا، نیاز به احترام، امنیّت، دوست داشتن و متعالی ترین آن‏ها نیاز به شکوفایی است، اهمّ نیازهای جسمی و روحی انسان به شمار می روند. برای اینکه فرد به خود شکوفایی نایل آید بایستی که نیازهای جسمی و روانی دیگر خود را ارضا کرده باشد؛ یعنی انتظار نمیرود که فرد گرسنه یا تشنه که از غذا و آب محروم است و بی تابانه منتظر است تا گرسنگی و تشنگی اش ر رفع کنند به خود شکوفایی نایل آید و تمام استعدادها و خلاقیّت خود را بروز دهد، بلکه باید از امنیّت کافی برخوردار باشد و به جامعه انسانی عشق بورزد و نوعدوستی را در حدّ کمال خود باور داشته باشد بعد از طی این مراحل، به شناخت و درک جهان نایل خواهد آمد و آن گاه خواهد توانست نیروهای خود را نیز شناخته و با این مقدمات به خود شکوفایی دست یابد

در تاریخ افرادی که به خودشکوفایی نایل می گردند معمولاً ویژگی هایی دارند که متفاوت از افراد عادی است. برخی از ویژگیهای آن‏ها عبارتند از: برخورداری از قوای خلاقه، توجه به واقعیّت، استقلال، نوعدوستی، تمرکز به اشیاء واقعی و مقاومت در برابر آداب و رسوم معمول و متداول جامعه. آن چه در خصوص افراد خود شکوفا لازم است بیان شود این است که خودشکوفایی قبل از هر چیز نیازمند هوش سرشار است در حقیقت هوش عامل نیل به خودشکوفایی است. بنابراین آدمی که از هوش بهره‏مند است، می تواند استعدادها و قابلیت‏های خود را پرورش داده و شکوفا کند

پیشنهادات:

به نظرصاحبنظران حل خلاقانه مشکل شامل چهار مرحله آمادگی، تکوین، روشنگری و تایید است.یکی از چالشها و وظایف خطیر مدیران ایجاد یک نظام حمایتی برای پرورش نوآوری است. پرورش نوآوری شامل سه اصل اساسی زیر است که این سه اصل به خودی خود از اصول مدیریتی اند:

جداسازی افراد از یکدیگر و جورکردن افراد باهم، نظارت و گوشزد کردن و درنهایت پاداش دادن به افرادی که چندین نقش را ایفا می کنند(.قهرمان فکر؛ حامی و ناصح؛ قانون شکن.(

مدیران اثربخش قادر به حل مشکل به صورت عقلایی و خلاقانه هستند، به رغم آنکه مهارتهای متفاوتی برای هر نوع از این مشکلها موردنیاز است

ازدیگر راههای پیشنهادی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

- کارکنان به عنوان مالکان شرکت

- گروه های کاری و کار گروهی و گروه های خود مدیرو گروه های مشاوره کیفیت

- داستان گویی، شوخ طبعی و خنده

- نشست های حل مسایل

- تجدید نظربر تمام نیازهای اطلاعاتی و تجدید ساختارآنه

- آموزش دیدن در تسهیل گری ماهرا نه و قوانین پایه ای درست راه حلی برای جلوگیری از ترس

- تکنیک های تجسم

- در چند دهه اخیر پژوهش هاى بسیارى در زمینه خلاقیت انجام شده است. پژوهش هاى انجام شده در زمینه آموزش خلاقیت، عموماً به این نتیجه رسیده است که خلاقیت را هم مى توان آموزش و هم پرورش داد خلاقیت مى تواند به وسیله معلمان در دانش آموزان شکوف گشته و یا از بین برود. بنابراین، باید محیط و فضاى مساعدى براى رشد و پرورش قوّه خلاقیت دانش آموزان فراهم آورد ، مى توان با فراهم کردن امنیت روانى و آزادى، احتمال ظهور خلاقیت سازنده را افزایش داد

- استفاده از روش بارش مغزى (brain Storming) اسبورن 1975

- ایجاد زمینه تفکر

- ارتباط با اذهان خلّاق

- تشویق اندیشه ها و پیشرفت هاى بکر و ناب

- هنر پرسش/ شیوه هاى پرسش خلاق ) با طرح یک سؤال، راهى به سوى پاسخ هاى خلاق گشوده مى شود)

کلام آخر :

انسان به عنوان خلیفه ونماینده خدا بر روی زمین، سرشار از استعداد، توانایی است این انسان قادر است کائنات را به اراده خود درآورد ودرجهت ساختن واصلاح جامعه ای پویا وموفق به کار گیرد، اما انسانی با این خصوصیات وتوانایی ذاتی فقط از 10% ظرفیت ذهنی خود بهره می برد و90% آن به شکل انرژی وتوان نهفته باقی می ماند وبتدریج قابلیت وتوانایی خود را از دست می دهد

ویژگی مدیر خلاق

مدیر خلاق و نو آور کسی است که از هیچ چیز ،هه چیز می آفریند.

مدیر خلاق با استفاده از نیروی ذاتی و تخیل خلاق خود ،امکانات بالقوه را به بالفعل تبدیل می کند. او:

1-اعتماد به نفس داردو مقاوم و مصمم و سمج است.

2-قدرت تحمل ابهامات را دارد و دیرتر خسته و کلافه و سردر گم

 می شود.

3-به پدیده ها نگاهی غیر مرسوم دارد.

4-قدرت اطلاعات تخصصی و عمومی زیادی دارد.

5-در مدیریت خود از سبک رهبری تفویضی استفاده می کند وبسیار انعطاف پذیر است.

6- ثبات فکری دارد و ساده ا نگار نیست.

7- تجربه پزوهشی اش او را به دنبال فکر های بکر و دست نخورده

 می کشاند.

8- جسارت برخورد با مسایل پیچیده را دارد.

9- علاقه وافری به کار و تلاش و کوشش دارد.

10- دقیق و ریز نگر است و به دقت به اطراف نظر می افکند.

11- در ضمن استقلال رای و  قضاوت ،حوصله وتوانایی شنیدن و

هم جوشی افکار را دارد.

12- خطر پذیر است.

13- مهارت های ادراکی وانسانس زیادی دارد.

14- سریع الانتقال است و قدرت حل مسائل را دارد.

15-برای پیشبرد اهداف خود ،از ارتباطات گروهی و شخصیتی استفاده می کند.

16- برنامه ریزی او بلند مدت و راهبردی است.

17- فرصت طلب و موقعیت جوست و قبل از دیگران طرح های خود را ارائه می دهد.

18- سنت شکن و نو گراست.

19- گیرنده های قوی و حساسی دارد.

20- هوش های چند گانه او از متوسط جامعه بالاتر است.

 

مآخذ :

-  تدبیر - شماره 102 - 1379

-  مبانی علم خلاقیت شناسی ،دانش خلاقیت و نوآوری نویسنده :سید مهدی گلستان هاشمی

اف نلر. جورج، هنر و علم خلاقیت، ص 96

-حسن شعبانى، مهارت هاى آموزشى و پرورشى (روش ها و فنون تدریس

- اینترنت