X
تبلیغات
رایتل

خلاقیّت و نوع آوری  چاپ

تاریخ : چهارشنبه 11 آذر‌ماه سال 1388 در ساعت 03:45 ق.ظ

 

مبـاحثی درخـصوص خلّاقیت

مقدمه

تعریف خلاقیت

تعریف نوآوری

تعریف نوآوری از دید چند سازمان

موانع نوعی نوآوری وخلاقیت

10گام به سوی تقویت خلاقیت

همه می توانندخلاق باشند

تعریف شکوفایی

کلام آخر

بیست نکته برای بیست شدن 

ویژگی های مدیران خلاق 

کلام آخر


 

تهیّه و تدوین :محمودمشکی ماجلان

مقدمه :

تغییر و تحول در سازمانهای امروزین به قدری سریع ، چند جانبه ، پیچیده وفراگیر است که سازمانها بدون پیش بینی ، همگامی و تطابق با آن قادر به ادامه حیات نیستند و توسعه و پیشرفت آنها بدون واکنش متناسب و پاسخ آگاهانه به شرایط محیطی متحول و پویا ممکن نخواهدبود.

چه موضوعات یا مسایلی در سازمان بیشتر از همه در معرض تغییر قرارمی گیرند؟ چگونه و به وسیله چه کسانی در سازمان باید تغییرات و تحولات را به وجودآورد؟ چه نیروهایی موجب تغییر می شوند؟

بهبود ونوآوری مستمر و فراگیر درواقع نوعی کندوکاو منظم برای یافتن شیوه ها و پاسخهای نو به فشارها و تغییر و تحولات محیطی است ، چرا که درمحیطهای پیچیده و متحول امروزی دیگر واکنشهای تکراری برای رویارویی با این تغییرات کارآمد نبوده و مرتبا بایددر جستجوی راه های جدید برای واکنش در برابر محیط بود. به عبارتی آن دسته از سازمانها و نظامهامی توانند در محیط پیچیده و پویا به بقای خود ادامه دهند که به طور مستمر قادر باشند ایده ه و طرحهای جدیدی راکه لازمه مقابله با فشارها و تحولات محیطی است ، ایجاد و منتشر کنند.

امروزه مردم ما نیازمند آموزش خلاقیت هستند که با خلق افکار نو به سوی یک جامعه سعادتمند قدم بردارند

هیچ کس قادر نیست به میزان اطلاعات واقعی هر کس که در گوشه ذهن او نهفته است پی ببرد. این اطلاعات زمانی به حرکت در می‌آید که انگیزه‌ای قوی سبب رها شدن آن به بیرون ذهن می‌شود. در این مرحله انسان‌ها به سرنوشت یکدیگر حساسند و در جهت رشد یکدیگر می‌کوشند و در نهایت سبب می‌شود جریانی از علم و دانش و تجربیات میان آنها جاری شود که همین امر زمینه‌ساز نوآوری و خلاقیت خواهد بود.

یکی از شرایط لازم برای پدیدار شدن افکار نو، وجود آرامش برای مغز است. به همین خاطر لازم است انسان‌ها بکوشند در جامعه شرایطی پدید آید که در بستر آن مغز بیندیشد و تکامل یابد و سبب ساز افکار نو شده و شرایط برای سازندگی در جامعه مهیا شود

همه سازمانها برای بقا نیازمند اندیشه های نو و نظرات بدیع و تازه اند. خلاقیت و نوآوری چنان به هم درآمیخته اند که ارائه تعریف مستقلی از هرکدام دشوار است. خلاقیت، پیدایی و تولید یک اندیشه و فکر نو است درحالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه و فکر است.

 برای آنکه ایده جدیدی خلق شده و توسعه یابد، باید نیروهای پیش برنده بر نیروهای بازدارنده غلبه کنند و شرایط به گونه ای باشد که نیروهای پیش برنده ما را به سوی نظر و شیوه جدید رهنمون گردد:

1- آمادگی (preparation): در این مرحله ایده به وجود نمی آید ، ممکن است دانشمندی سال ها روی مسأله ای کار کند ولی منجر به ایده ای نشود؛ تمرکز روی یک مسئله

2- نهفتگی، خواب روی مسئله (INCUBTION ): زمان تفکر و واکنش؛ فرد خلاق ممکن است به ماهیگیری برود، چرت بزند یا روزها دنبال ابداع نباشد؛ این دوره الزاما منجر به خلاقیت نمی شود

3- مرحله اصرار و پافشاری ( PERSISTENCE ) : پشتکار نشان دادن بر روی ایده

4- مرحله بینش و بصیرت ( INSIGHT ): ایده های خلاق به طور ناگهانی و غیر منتظره ایجاد می شوند

5- رسیدگی و تحقیق ( VERIFICATION ): تطبیق ایده با روشهای آزمایشگاهی و کتابخانه ای؛ در اینجا باید ایده مورد نقد و بررسی قرار گیرد"

امروزه جامعه نیازمند افرادى است که فکر و خرد را حاکم بر اعمال و افکار خویش قرار مى دهند و مشکلات را به گونه ابتکارى از سر راه خود برمى دارند

خلاقیت ونوآوری ازآن واژه هایی هستند که بیشتر اوقات با یکدیگر اشتباه می شوند،برخی می اندیشند که این دو واژه مترادفند، درحالیکه تفاوت های زیادی میان آنهاست.

خلاقیت به زبان ساده یعنی تولید یک اندیشه وفکرنوویاحتی نگاهی کنجکاوانه به پدیده ای قدیمی، درحالی که نوآوری عملی ساختن آن اندیشه وفکر است، به عبارت دیگر ،خلاقیت به توانایی ایجاد اندیشه ها وایده های نو اشاره دارد ولی نوآوری به معنای کاربردی ساختن ، به اجرا گذاشتن ،یاتولید کالاها یاخدمات جدید است که هدف ازآن ایجاد فایده و"منفعت" اجتماعی است.به نظر برخی از پژوهشگران فرد خلاق ممکن است نوآور نباشد،یعنی می تواند دارای ایده های جدید ونوباشد ولی توانایی تولید، عرضه ویا فروش آنها را نداشته باشد.ولی فرد نوآور غالبا خلاق است به هر حال باید بخاطر داشت:

در هر سازمان، شرکت یا هرکسب وکاری که هستید حتی اگر یک کارمند معمولی ویا یک فروشنده تازه کار هم به حساب می آیید، بدانید که اگر خلاق تر ونوآورتر باشید پیروزترید.این یک باور جهانی است، پس در جهت آن بکوشید.

تعریف خلاقیت:

تعاریف مختلفی از خلاقیت ارائه می‌شوند و از دیدگاه روانشناسی و سازمانی مورد بررسی قرار می گیرند

  

تعریف خلاقیت از دیدگاه روانشناسی:

خلاقیت یکی از جنبه‌های اصلی تفکر یا اندیشیدن است. تفکر عبارت است از فرایند بازآرایی یا تغییر اطلاعات و نمادهای کسب شده موجود در حافظه درازمدت

خلاقیت عبارت است از فرایند یافتن راه‌های جدید برای انجام دادن بهتر کارها؛ خلاقیت یعنی توانایی ارائه راه حل جدید برای حل مسائل؛ خلاقیت یعنی ارائه فکرها و طرح‌های نوین برای تولیدات و خدمات جدید و استمرار آن پس از غیبت آن پدیده‌ها.

  

بعضی افراد براین باورند که خلاقیت ذاتی است، برخی دیگر باور دارند که با آموزش هرکس می‌تواند خلاق شود. در دیدگاه دوم خلاقیت را می‌توان فرایندی چهار مرحله‌ای دید مرکب از ادراک، پرورش، الهام و نوآوری

خلاقیت نیاز به تلاشی نوآور دارد. نوآوری یعنی گرفتن آن الهام و تبدیل آن به تولیدی مفید- خدمت یا روش انجام چیزی

 

ویژگى هاى افراد خلاق روان شناسان ویژگى هاى افراد خلاق را مورد بررسى و مطالعه قرار داده اند. در پژوهش هایى که توسط استینر (1965) و بارون (1969) و بارباراکلارک (1979) صورت گرفته، صفت هاى ذیل به عنوان ویژگى هاى افراد خلاق، که عموماً برخوردار از آن هستند، بیان شده است: ـ داراى گنجایش ذهنى و فکرى زیادى هستند (تیزهوش تر از دیگرانند ) ـ علاقه آن ها به مسائل علمى، هنرى، فرهنگى و اجتماعى بیش تر و دامنه اطلاعات آن ها در این زمینه وسیع تر است

ـ درباره مسائل انتزاعى، در مقایسه با مسائل عینى و ملموس، بهتر و عمیق تر مى اندیشند ـ دوست دارند که در مباحثه عقیده خود را بیان کنند، ولى اصرارى به تحمیل عقاید خود ندارند ـ انعطاف پذیرند و بیانشان داراى طنز است ـ علاقه به سؤال و پرسش دارند و بسیار کنجکاوند محافظه کار نیستند و بیش تر ریسک پذیرند ـ علاقه هاى متنوع و فراوانى دارند و داراى فرایندهاى غیرمتعارف فکرى هستند ـ در فکر و عمل از اصالت و نوآورى بیش ترى برخوردارند

ـ داراى زندگى تخیلى بوده و درگیرى بیش ترى با رؤیاهاى خیالى دارند ـ استقلال طلب بوده و دوست ندارند که از راه و روش زندگى دیگران پیروى کنند ـ اعتماد به نفس خوبى دارند و در مقابل ناکامى ها کم تر دلسرد و مأیوس مى شوند ـ از معیارها، رسوم و ارزش هاى اجتماعى، که به نظرشان قابل قبول نیستند، کم تر پیروى کرده و بیش تر متکى به قضاوت شخصى خود هستند ـ در رابطه با دیگران رُک و صریح و درست کارند

ـ به مسائل فلسفى همچون مذهب، ارزش ها، معنى زندگى و این قبیل امور توجه مى کنند ـ بر غرایز خود تسلط بیش ترى داشته، شخصیت رشد یافته ترى دارند و کم تر داراى اختلال روحى و روانى مى شوند ـ داراى حافظه اى قوى بوده و به جزئیات مسائل توجه دقیق دارند.

_ توانایى انجام کارهاى پیچیده را نیز دارند

- مشکلات را به عنوان فرصت می بینند وازلحاظ عاطفی آنها را می پذیرند، مشکلات را جالب می دانند ودرباره پیش فرضها مبارزه طلبی می کنند

- به سادگی تسلیم نمی شوند، پشتکار دارند وسخت کار می کنند

به طور کلی یک انسان خلاق دارای 6 خصوصیت زیر می باشد:

- سلامت فکروروان: افراد خلاق افرادی هستند که از سلامت روانی برخوردارند.این افراد قادرند فکر، اندیشه وحرف های تازه را پشت سر هم مطرح کنند بدون اینکه دچار رکود گردند

- انعطاف پذیری: یعنی توانایی کنارگذاشتن چهارچوب های ذهنی گذشته وتوانایی دیدن اندیشه های جدید وبررسی افکار نو و پذیرش مناسب ترین وکارآمد ترین باورها رادارند

- ابتکار: به پشتوانه اندیشه سالم، ذهنی پویا ومنعطف در هر زمان میتوانند پیشنهاد تازه ای را یافته وارائه دهند، ارایه پیشنهاد جدید خود نوعی از خلاقیت ونوآوری است

- ترجیح دادن پیچیدگی نسبت به سادگی: افراد خلاق ومبتکر همواره در تلاش وتکاپو بوده وبه هرکورسویی رضایت نداده ودرجستجوی منشا نور می باشند، بنابراین پیچیدگی ها را انتخاب کرده وبدنبال یافتن راه حلی ساده برای آنها هستند

- استقلال رای وداوری: آنها پیرو ودنباله رو نبوده وبه دنبال تکیه گاهی در عالم بیرون نیستند تا به او چنگ بزنند بلکه افراد خلاق صاحب فکر، اندیشه، سبک وروشی خاص هستند، آنها همواره مطیع بی چون وچرای مسئول بالاتر وافراد با نفوذ نبوده از جمع پیروی نمی کنند بلکه براساس اعتقادات والگوی ذهنی خود وبراساس منطق حاکم بر امور از استقلال رای وقضاوت برخوردارند

- تمرکز نیروی ذهنی بروالاترین هدفی که دارند: افراد خلاق همیشه ودر هر شرایطی ذهن ونیروی خود را بر یک موضوع ویژه متمرکز می کنند وبه دنبال دستیابی به هدفی والا وبلند مرتبه هستند وبا این عمل برقله رستگاری وموفقیت تکیه میزنند

از مطالعه افراد بسیار خلاق موارد زیر نتیجه می شود (که البته این خصوصیات شخصیتی آنهاست نه اینکه با اینگونه رفتارها، انسان بتواند به خلاقیت برسد):

- تمایل به تعریف وتمجید از خود دارند

- اشخاص خلاق مخصوصا خواهان قبول پیچیدگی وحتی بی نظمی در دریافت های خود هستند بدون اینکه نگران آشفتگی ناشی از این امر باشند این به آن معناست که آنان فی نفسه بی نظمی را دوست دارند بلکه پرمایگی موجود دربی نظمی را به کم مایگی نظم ترجیح می دهند

- تمایل دارند نزد دیگران به داشتن نظرات تندواحمقانه شهرت داشته باشند

- کارهای آنها با اظهار نظر اینکه از موضوع پرت هستند مشخص می شود

- شوخ طبعی وبذله گویی از صفات بارز این افراد است

- باید به این افراد کمک کرد که بدون اینکه کینه توز وپرخاشگر باشند جسارت خود را حفظ کنند

  

عوامل بازدارنده خلاقیت:

تلاش های قبل از بلوغ برای حذف خیالبافی

محدودیتهای بازدارنده قوه تدبیر وکنجکاوی کودکان

تکیه بیش از حدبه نقش جنسیت

تاکیدزیادبرپیشگیری

القای ترس وکمرویی

تاکیدبرمهارتهای کلامی

 

 خطری که استعداد خلاق فرد را تهدید می کند، قضاوت یا ارزیابی تجربه فرد نیست بلکه پیشداوری است که به تبع آن تجارب بسیاری در حوزه دریافت را نمی یابند، خطری که آموزشهای معمول چه در خانه وچه در مراکز آموزشی در بردارند این است که نظرات نو واحتمال وقوع اعمال جدید خیلی زود وبیش از اندازه موردانتقاد قرار می گیرند.اکثروالدین ، معلمین ومربیان به علت عدم برخورداری از دانش وآگاهی کافی وبه علت آشنا نبودن با علم پرورش فکر واندیشه، قادر به پاسخگویی دقیق، روشن وعلمی به سوالات کودکان نیستند وچون چنین توانایی را ندارند معمولا طفره رفته ودرمقابل سوالات مکرر آنها برخوردهای غیر منطقی وخشن انجام میدهندتا جایی که بتدریج ترس وتردید به وجود فرد رخنه کرده وبرای پیشگیری از برخوردهای ناشایست دیگران تصمیم به مطرح نکردن پرسش های خود می گیرند ونتیجه آن این خواهد بود که خلاقیت همچون غنچه ای نشکفته به پژمردگی ونیستی هدایت خواهد شددریک بررسی بعمل آمده 95% کودکان 4ساله از نیروی خلاقیت قابل توجهی برخوردار بودند، در بررسی مجدد همین کودکان در 7سالگی ، روشن گردید که فقط 4% آنها قادر بودند خلاقیت چشم گیر خود در سن 4سالگی را حفظ کنند وبقیه نه تنها پیشرفتی در افزایش قوه خلاقه خودنداشتند بلکه توان حفظ همان سطح را نیز از دست داده بودند

 

تعریف نوآوری:

منظور از نوآوری فرآورده جدید یا محصول خلاقی است که توسط یک سازمان ارائه می گردد . فراورده خلاق می تواند نرم افزاری مانند انواع خدمات (مثل خدمات آموزشی ، خدمات بهداشتی درمانی ، خدمات اداری و ...) و ی سخت افزاری مانند کالاها (مثل محصولات صنعتی ، محصولات داروئی ، محصولات غذائی و...) باشد . به طوری که ملاحظه می شود تعاریف خلاقیت و نوآوری دارای عناصر مفهومی همچون تازگی و نویی ، جدیدی ، سرآغاز بودن ، اول بار بودن و همچنین مفید بودن می باشند . بنابراین انواع کشفیات علمی نظریه های علمی (تئوری ها و فرضیه ها) ، ابداعات و اختراعات و نیز آثار بدیع هنری و ادبی مانند کشف عناصر شیمیائی قوانین حرکتی نیوتن ، حساب دیفرانسیل و انتگرال ، نظریه مکانیک کوانتومی پلانک ، نظریه نسبیت انیشتین ، نظریه شناختی پیاژه ، نظریه عمومی سیستم ها ، نظریه بی نهایت بودن ذرات حسابی ، الگوی ساختار مولکولی DNA واتسون و کریک ، معادله شرودینگر،تابلوی مونالیزای لئوناردو داوینچی ، سبک نقاشی کوبیسم ، شاهنامه فردوسی ، غزلیات حافظ ، آثار شکسپیر، اختراع موتور بخار، اختراع لامپ برق ، اختراع رادیو و تلویزیون ، اختراع تلفن ، اختراع هواپیما ، اختراع ترانزیستور، اختراع اینترنت ، خلق و طراحی محصولات جدید ، حل مسائل کیفیت و بهره وری سازمان و هزاران هزار مورد از این قبیل جلوه هائی از خلاقیت و نوآوری می باشند. منظور از نوآوری خلاقیت متجلی شده و به مرحله عمل رسیده است، به عبارت دیگر نوآوری یعنی اندیشه خلاق تحقق یافته؛ نوآوری همانا ارائه محصول، فرایند و خدمات جدید به بازار است؛ نوآوری بکارگیری توانایی‌های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است. نوآوری فرایند کسب اندیشه‌ای خلاق و تبدیل آن به محصول و خدمت و یا یک روش عملیاتی مفید است.

واژه نوآوری به عنوان معادل واژه Innovation به شکل های زیر تعریف شده است :

نوآوری به معنی خلاقیت عینیت یافته: در این نوع تعریف نوآوری دارای مفهوم عملیاتی شدن و به مرحله اجرا درآمدن اندیشه های نو می باشد . از این دیدگاه می توان نوآوری را به معنی خلاقیت عینی به عنوان شکل اجرائی شده و تحقق یافته خلاقیت ذهنی دانست . بنابراین همان طور که ملاحظه می گردد دو واژه خلاقیت و نوآوری دارای دو مفهوم متفاوت جداگانه ولی در عین حال مرتبط با یکدیگر می باشند .

نوآوری به معنی فراورده جدید در سطح سازمان :در این نوع تعریف ، منظور از نوآوری فراورده جدید یا محصول خلاقی است که توسط یک سازمان ارائه می گردد . فراورده خلاق می تواند نرم افزاری مانند انواع خدمات (مثل خدمات آموزشی ، خدمات بهداشتی درمانی ، خدمات اداری و ...) و یا سخت افزاری مانند کالاها (مثل محصولات صنعتی ، محصولات داروئی ، محصولات غذائی و ...) باشد .

منظور از نوآوری خلاقیت متجلی شده و به مرحله عمل رسیده است، به عبارت دیگر نوآوری یعنی اندیشه خلاق تحقق یافته؛ نوآوری همانا ارائه محصول، فرایند و خدمات جدید به بازار است؛ نوآوری بکارگیری توانایی‌های ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید است

نوآوری فرایند کسب اندیشه‌ای خلاق و تبدیل آن به محصول و خدمت و یا یک روش عملیاتی مفید است.

تعریف های نوآوری از دید چند سازمان

« نوآوری استفاده از توانایی های طبیعیِ خلق کردن راه های جدید و بهتر لذت بردن از زندگی و کارکردن با یکدیگراست» مرکز یادگیری گروهی شرکت فورد (Ford Team Learning Center )

«نوآوری یک فرهنگ، یک نگرش است که مراقبت، کیفیت و خدمت به مشتریانمان را با هم ترکیب می کند.» ـ سامانة بهداشت واشو (Washoe Health System)

نوآوری به معنی خارج شدن از درون جعبه (چارچوب) به منظور خلق کردن راه حل ها و پیاده سازی آن هاست. نوآوری خلق فرصت هایی و حیط هایی برای تغییر و یادگیری است.» ـ مؤسسة (موزة) اسمیتسونین: دفتر امور مالی و اداری (Smithsonian Institution – Office of Finance and Administration)

« نوآوری دگرگون سازی افکار به سوی ایده ها و کاربرد این ایده ها برای تحقق هدف ها و بنابراین بهبود کسب و کار جاری یا خلق کردن کسب و کاری جدید است.» بخش پژوهش و توسعة شرکت رینولدز (Reynolds Research and Development)

« نوآوری عاملی است که محیطی برای فرایند ارتباط سازی خلق می کند که موجب به وجود آوردن محصول، خدمتِ، . . . جدیدی می گردد که ارزش ایجاد کند. یک نوآوری اجتماعی است ـ آفرینش محیطی است که در آن نوآوریِ دست اول (first level) شکوفا می شود.» ـ بخش آیدیا ورسِ شرکت لوسنت تکنالوجیز (Idea Verse ، Lucent Technologies)

« ایده های جدیدی که رضایت مشتری، بهره وری و گنجایش فکری سازمان ما را بهبود بخشند،نوآوری اند.» ـ مارشال ایندستریز (Marshall Industries)

« پیاده سازی ایده های خلاق برای ایجاد فرایندها و محصولات جدید نوآوری است. این شامل راه های بهتر انجام دادن کارهایمان و ابزارهای جدیدی می شود که بهره وریمان را افزایش دهد » ـ بخش پژوهش و توسعة شرکت کلوراکس (The Clorox Company ، Research & Development)

« نوآوری تجسم چیزی است که وجود ندارد و به وجود آوردن آن. انجام کاری که نیازهای مردم را تأمین می کند. کاری که قبلاً هرگز انجام نشده است ـ که انسان را وادار می کند بگوید عجب !

در کُنه آن، ما براین باوریم که نوآوری غیرقابل تشریح است. روحیه ای است که پیوسته بر ضد رضایت از آن چه وجود دارد، پدیدار شده به پیش می رود. ـ فدرال کوالیتی کانسالتنسی گروپ (Federal Quality Consulting Group)

« پرورش و پیاده سازی رؤیاهایمان ـ با برنامه ها، محصولات و خدماتی که دارای ارزش هایی مرتبط با چشم انداز و نیاز های بازارهای ما هستند». ـ وای- ام- سی- ایِ شیکاگو و حومه (YMCA of Metropolitan Chicago)

 

غالب سازمان ها دید روشنی از نوآوری ندارند و هر یک از سه واژه ـ ایده ها، خلاقیت و نوآوری را برای تشریح آن به کار می برند .

در اینجا، راه جالبی برای تعریف و قایل شدن تمایز بین هر سه واژه وجود دارد: یک ایده نسخه ای است برای عمل. برحسب تعریف، یک ایده باید افراد، مکان ها و شرایط را تغییر دهد. خلاقیت دربارة راه های نگرش به مسایل است. بنابراین، یک ایدة خلاق راه جدیدی است برای برخورد و تعامل با مردم، مکان ها و شرایط. نوآوری عبارت از پیاده سازی ایدة خلاق و بهره مند شدن از آن است. پیاده سازی کلید نوآوری است .

خلاقیت عبارت است از به کارگیری تواناییهای ذهنی برای ایجاد یک فکر یا مفهوم جدید. فراگرد ایجاد فکرهای جدید و تبدیل آن فکرها به عمل و کاربردهای سودمند رانوآوری می گویند. درغالب مدیریت سازمان، موفقیت نهایی و حتی گاهی بقای آن به میزان توانایی برنامه ریزان در ایجاد نوآوری و به کارگیری فکرهای نو بستگی دارد. مهمترین دلیل نیاز به خلاقیت ونوآوری بروز مشکل است. حل مشکل به دو شیوه حل عقلایی و حل خلاقانه مشکل میسر است. برای ظهور یک ذهنیت خلاق بایدتعریف دقیقی از مشکل ارائه گردد همچنین زمینه استفاده از راه حلهای گوناگون و سوای از راه حلهای مرسوم، ایجاد شود.

روان شناسان در تعریف خلاقیت متفق القول نیستند و به خلاقیت از زوایاى گوناگونى مى نگرند; در گذشته محور بحث روان شناسان از خلاقیت «شخص خلاق یا فرایند خلاق» بود. امروزه نیز اگرچه بسیارى از اندیشمندان به خلاقیت به عنوان یک فرایند مى نگرند، اما تعریف آنان از خلاقیت، مبتنى بر ویژگى "مولد بودن "است. مک کینان در تعریف خلاقیت مى نویسد: "خلاقیت عبارت است از حل مسأله به نحوى که ماهیتى بدیع و نو داشته باشد" ویلیامز مى نویسد: "خلاقیت مهارتى است که مى تواند اطلاعات پراکنده را به هم پیوند دهد، عوامل جدید اطلاعاتى را در شکل تازه اى ترکیب کند و تجارب گذشته را با اطلاعات جدید براى ایجاد پاسخ هاى منحصر به فرد و غیرمتعارف مرتبط سازد"

 

 

موانع نوعی نوآوری وخلاقیت کدام اند؟

مسئله حائزاهمیت در رابطه با خلاقیت موانع خلاقیت است که در ذیل به آنها می پردازیم:

ترس از انتقاد و شکست

عدم اعتماد به نفس

تمایل به همرنگی و همگونگی

عدم تمرکز ذهن

انسدادهای ادراکی

انسدادهای ادراکی چون ثبات، تعهد، تراکم و بی خیالی از مهمترین موانع ذهنی خلاقیت به شمار می آیند. با آگاهی از انسدادهای ادراکی خود و اجرای روشهای خاص می توان مهارتهای حل مسئله را به گونه خلاق افزایش داد.

ثبات : به معنای آن است که فرد اسیر روش نگریستن واحد به یک مشکل ی استفاده از یک نگرش درتعریف ، تشریح یا حل آن می شود

تفکر عمودی (VERTICAL THINKING)::

تعریف یک مشکل فقط به یک طریق بدون درنظر گرفتن نظریه های دیگر است. برعکس، متفکران افقی که راههای دیگری برای بررسی مشکل ایجاد می کنند و تعاریف گوناگونی ارائه می دهند.

یک زبان تفکر واحد: استفاده از یک زبان فکر کردن است بدین معنا که بیشتر از یک زبان برای تعریف و ارزیابی مشکل به کار برده نمی شود. اکثر مردم در قالب کلمات فکر می کنند، بدین صورت که آنها درباره یک مسئله و حل آن برحسب زبان لفظی فکر می کنند. لازم به ذکر است که حل عقلایی مشکل این نگرش را تقویت می کند. باید بگوییم زبانهای فکری دیگری هم موجودند مانند زبانهای نمادین (ریاضیات)، تصورات حسی، احساسات و عواطف و تصورات بررسی که هرقدر زبانهای بیشتری دراختیار حل کنندگان مشکل قرار می گیرد، راه حلهای آنان بهتر و خلاق تر خواهدبود.

تعهد: تعهد نیز می تواند به عنوان یک انسداد ادراکی در حل خلاقانه مشکل عمل کند. به محض اینکه افراد به یک نقطه نظر خاص تعریف یا راه حل متعهد می شوند، محتمل است که آن تعهد را پیگیری کنند.

کلیشه سازی مبتنی بر تجربه گذشته : یعنی مشکلات فعلی به عنوان گونه هایی از مشکلات گذشته دیده شوند

نایده گرفتن مشترکات: شکست در شناسایی شباهته میان قطعات به ظاهر ناهمگون داده ها، یعنی فرد نسبت به نقطه نظری خاص باتوجه به این واقعیت که عوامل متفاوت هستند، متعهد می شود و ناتوان در ایجاد ارتباطات، شناسایی موضوعها، یا درک مشترکات می گردد. توانایی در یافتن یک تعریف یا راه حل برای دو مشکلی که به نظر غیرمشابه می آیند یکی از ویژگیهای افراد خلاق است.

تراکم : انسدادهای ادراکی همچنین درنتیجه تراکم و تلخیص اندیشه‌ها رخ می‌دهد. یعنی نگاه کردن خیلی محدود به یک مشکل، غربال کردن خیلی زیاد داده ها، ی ایجاد فرضیه هایی که مانع از حل مشکل می شوند، نمونه های متداول آن هستند

بی خیالی: بعضی از انسدادهای ادراکی نه به دلیل عادت به تفکر ضعیف یا به دلیل مفروضات نامناسب بلکه به دلیل ترس، نادانی، ناامنی یا فقط تنبلی ذهنی ساده رخ می دهد

 

موانع برای نوآوری

 - عدم تمایل به سهیم کردن دیگران در مسئولیت و پاداش .

- عدم پذیرشِ توانمند کردن تمام افراد .

- عدم اعتماد به مزایای نوآوری، کار گروهی و تفاوت ها .

- عوامل موثر درخلاقیت ونوآوری

- به کارگیری وجذب نیروهای خلاق و نوآور به سازمان

- امکانات مناسب تحقیقاتی ومالی برای کوششهای نوآورانه

- آزادی عمل کافی در انجام فعالیتها و تلاشهای خلاق همچنین به کارگیری نتایج حاصل ازفعالیتهای خلاق

- دادن پاداش مناسب به افراد خلاق

- تبادل فرهنگی میان سازمانها و در کنار هم قراردادن افراد محافظه کار و سنتی با افراد نوجو و ایجاد محیطی که در آن اطلاعات و نظرات به سهولت مبادله می گردند

راهکارهای عملی برای رفع موانع موجود

 

10گام به سوی تقویت خلاقیت از نظر جفری بام گارتنر:

  1. به موزیک(باخ) گوش دهید، اگر از سردرد رنج می برید ویا در نیمه های شب دچارتوهم می شوید به پزشک مراجعه نمایید
  2. از تکنیک یورش فکری استفاده کنید
  3. همیشه باخود یک دفترچه ومدادیاخودکار داشته باشید وهنگامی که ایده ای تازه به ذهن شما می رسد آن را یادداشت نمایید
  4. هنگامی که فکرنویی به ذهن شما می رسد یک فرهنگ لغت را باز کنید وبطور تصادفی واژه ای را انتخاب نمایید وآنگاه سعی نمایید این فکر نو وآن واژه را با یکدیگر ترکیب نمایید واین روش سبب خواهد شد به نکات جالبی دست یابید
  5. مشکلی را که با آن روبرو هستید با دقت تعریف نمایید ویاآن را برروی یک کاغذ یا دفترچه الکترونیکی ویا در رایانه با جزئیات شرح دهید
  6. اگر نمی توانید تفکر کنید بهتر است پیاده روی کنید
  7. تلویزیون نگاه نکنید زیرا ذهن شما توسط برنامه های آن اشغال می شود
  8. از مصرف دارو بپرهیزید بعضی افراد برای تقویت خلاقیت خود ازداروهای خاصی استفاده می کنند
  9. تا می توانید درباره هر چیزی مطالعه کنید مغز شما با مطالعه ورزش می کند
  10. از طریق مطالعه و بحث کردن با افراد باهوش سلولهای مغزی خود را ورزش دهید

همه میتوانند خلاق باشند

در واقع امور خلاقانه شاید بیشتر اکتسابی می باشندتا فطری ومی توان با آموزشهایی این توانایی را درخود افزایش داد، مجموعه عواملی که باعث تشدیدوترغیب فرد به نوآوری می گردند به عوامل تشدید کننده تعبیر می گردند که خود به دو بخش کلی انگیزه ها وابزارها به شرح ذیل تقسیم می شوند:

انگیزه ها:

- انگیزه های بیرونی : که عبارتند از بحران های مختلف ازجمله بحران های طبیعی (سیل، زلزله، طوفان و...) وبحران هایی که خود انسان موجب آنهاهستند (مانند:جنگ) وسطح توقعات جامعه

- انگیزه های درونی: همچون استعداد ذاتی فرد، نیازهای درونی وبحران های شخصی

ابزارهای :

- اراده

- اعتمادبه نفس

- کمیت

- شبیه سازی

- استمدادازدیگران

- مجاورت/تباین/تشابه

- تغییردادن

- فعالیتهای جنبی و. . .

Image

 تعریف شکوفایی:

در فرهنگهای مختلف نظرات وایده هایی متفاوت وجود دارندبطور کلی میتوان گفت که تعریف شکوفایی یک ملت بطور مستقیم ویا غیرمستقیم وابسته اموزش و تربیت ساختار داخلی خانواده میباشد ( جایی که محل رشد شخص ویا اشخاص است).

روان شناسان خود شناسی را گرایش انسان به رشد و تکامل از یک وضع ساده به یک وضع پیچیده، از وابستگی به استقلال و از قالبی بودن به انعطاف پذیری، تفسیر و تعریف کرده‏اند، به همین علّت در خود شکوفایی، خلاقیّت و شناخت استعدادها اهمیّت زیادی دارد “ خود شکوفائی ” ( self – actualization) در مفهوم عمده و کلاسیک خود ، نخستین بار توسط “ کورت گلداشتاین ” ( روانپزشک آلمانی 1965 ـ 1878 ) مورد بحث و بررسی قرار گرفت ، او خود شکوفائی را به صورت توانائی نیرومند ذاتی موجود در هر فرد ، که موجب شکوفا شدن استعدادهای مثبت او می گردد ، تعریف نمود ( شکوفا کردن فطرت نیک درونی ) گلداشتاین معتقد بود ، برای آن که انسان به موفقیت های بزرگ دست یابد ، باید با محیط اطراف و زندگی خود به بهترین نحوه ممکن ، کنار بیاید و چنانچه محیط و زندگی ، هر روز ضربه سنگین تری بر پیکره انسان وارد کردند ( مثلا موجب بیماری انسان شدند ) انسان باید سعی در بهبود روش مقابله خود ، با این قبیل مشکلات بنماید تا بدین ترتیب به مرزهای“ خودشکوفایی ” ( درک و فعال نمودن همگی استعدادهای خود ) نزدیک شود .

روانشناس دیگری به نام “ کارل راجرز ” ( 1987 ـ 1902 ) نشان داده که انسانهایی که توانائی فرمان دادن به خود ( self – direction ) را پیدا کنند و در حقیقت بر کنترل کامل افکار و افعال خود ، موفق شوند به خود شکوفایی ، که والاترین درجه انسانیت است ، نائل خواهند شد . از دیگر معتقدان به نظریه خود شکوفائی که آن را با مفاهیم عالی عجین کرد و به اوج قدرت رسانید “ آبراهام مزلو ” است . ( روانشناس آمریکائی 1970 ـ 1908 )

مزلوخود شکوفائی را بالاترین و برترین نیاز انسان می دانست ، که پس از ارضای سلسله مراتب نیازهای پایین تر انسان از جمله نیازهای جسمی ( مثل غذا و مسکن ) ، نیازهای ایمنی ، تعلق و محبت ، نیاز به احترام ، نیاز به دانستن و فهمیدن ( که بعدا اضافه کرد ) ، مطرح می شود ، او خود شکوفائی ( نیاز به تحقق خود ) را در مورد 49 نفر از اشخاص سرشناس جهان ( زنده و مرده ) از جمله :“ انیشتن ” ، “ آبراهام لینکلن،باروخ ایپسنوزا ” ، “ بندیکت ” و .. مورد توجیه و بررسی قرار داد. “مزلو ” بیان نمود : “ در افراد معمولی ، انگیزش در پی جبران “ کمبود ” یعنی کمبودهای ارگانیزم ( چه جسمانی و چه روانی ) است یعنی آنها در صدد ارضای نیازهای پایین ترند ولی افراد عالی ( خود شکوفا ها ) خواستار متحقق ساختن استعدادهای درونی و بالقوه خود و شناخت و فهم دنیای پیرامونشان هستند ” .(4) او نیازهای عالی افراد خود شکوفا را فهرست می کند و آنها را “ فرا نیاز ” نام می نهد ، از جمله این فرا نیازها می توان به : “ حقیقت ” ، “ قاطعیت ” ، “ یگانگی و تمامیت، فرار از دوگانگی ” ، “ سر زندگی و شادابی، یکتایی ” ، “ کمال ” ، نظم ” ، “ عدالت ” ، “ سادگی، استغناء ” و جامعیت و .. اشاره نمود

 

چگونه استعدادها را شکوفا کنیم:

انسان به عنوان یک موجود اجتماعی که از عقل و شعور برخوردار است، نیازهای متفاوت و متنوعی دارد. نیاز به آب و هوا و غذا، نیاز به احترام، امنیّت، دوست داشتن و متعالی ترین آن‏ها نیاز به شکوفایی است، اهمّ نیازهای جسمی و روحی انسان به شمار می روند. برای اینکه فرد به خود شکوفایی نایل آید بایستی که نیازهای جسمی و روانی دیگر خود را ارضا کرده باشد؛ یعنی انتظار نمیرود که فرد گرسنه یا تشنه که از غذا و آب محروم است و بی تابانه منتظر است تا گرسنگی و تشنگی اش ر رفع کنند به خود شکوفایی نایل آید و تمام استعدادها و خلاقیّت خود را بروز دهد، بلکه باید از امنیّت کافی برخوردار باشد و به جامعه انسانی عشق بورزد و نوعدوستی را در حدّ کمال خود باور داشته باشد بعد از طی این مراحل، به شناخت و درک جهان نایل خواهد آمد و آن گاه خواهد توانست نیروهای خود را نیز شناخته و با این مقدمات به خود شکوفایی دست یابد

در تاریخ افرادی که به خودشکوفایی نایل می گردند معمولاً ویژگی هایی دارند که متفاوت از افراد عادی است. برخی از ویژگیهای آن‏ها عبارتند از: برخورداری از قوای خلاقه، توجه به واقعیّت، استقلال، نوعدوستی، تمرکز به اشیاء واقعی و مقاومت در برابر آداب و رسوم معمول و متداول جامعه. آن چه در خصوص افراد خود شکوفا لازم است بیان شود این است که خودشکوفایی قبل از هر چیز نیازمند هوش سرشار است در حقیقت هوش عامل نیل به خودشکوفایی است. بنابراین آدمی که از هوش بهره‏مند است، می تواند استعدادها و قابلیت‏های خود را پرورش داده و شکوفا کند

پیشنهادات:

به نظرصاحبنظران حل خلاقانه مشکل شامل چهار مرحله آمادگی، تکوین، روشنگری و تایید است.یکی از چالشها و وظایف خطیر مدیران ایجاد یک نظام حمایتی برای پرورش نوآوری است. پرورش نوآوری شامل سه اصل اساسی زیر است که این سه اصل به خودی خود از اصول مدیریتی اند:

جداسازی افراد از یکدیگر و جورکردن افراد باهم، نظارت و گوشزد کردن و درنهایت پاداش دادن به افرادی که چندین نقش را ایفا می کنند(.قهرمان فکر؛ حامی و ناصح؛ قانون شکن.(

مدیران اثربخش قادر به حل مشکل به صورت عقلایی و خلاقانه هستند، به رغم آنکه مهارتهای متفاوتی برای هر نوع از این مشکلها موردنیاز است

ازدیگر راههای پیشنهادی میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

- کارکنان به عنوان مالکان شرکت

- گروه های کاری و کار گروهی و گروه های خود مدیرو گروه های مشاوره کیفیت

- داستان گویی، شوخ طبعی و خنده

- نشست های حل مسایل

- تجدید نظربر تمام نیازهای اطلاعاتی و تجدید ساختارآنه

- آموزش دیدن در تسهیل گری ماهرا نه و قوانین پایه ای درست راه حلی برای جلوگیری از ترس

- تکنیک های تجسم

- در چند دهه اخیر پژوهش هاى بسیارى در زمینه خلاقیت انجام شده است. پژوهش هاى انجام شده در زمینه آموزش خلاقیت، عموماً به این نتیجه رسیده است که خلاقیت را هم مى توان آموزش و هم پرورش داد خلاقیت مى تواند به وسیله معلمان در دانش آموزان شکوف گشته و یا از بین برود. بنابراین، باید محیط و فضاى مساعدى براى رشد و پرورش قوّه خلاقیت دانش آموزان فراهم آورد ، مى توان با فراهم کردن امنیت روانى و آزادى، احتمال ظهور خلاقیت سازنده را افزایش داد

- استفاده از روش بارش مغزى (brain Storming) اسبورن 1975

- ایجاد زمینه تفکر

- ارتباط با اذهان خلّاق

- تشویق اندیشه ها و پیشرفت هاى بکر و ناب

- هنر پرسش/ شیوه هاى پرسش خلاق ) با طرح یک سؤال، راهى به سوى پاسخ هاى خلاق گشوده مى شود)

کلام آخر :

انسان به عنوان خلیفه ونماینده خدا بر روی زمین، سرشار از استعداد، توانایی است این انسان قادر است کائنات را به اراده خود درآورد ودرجهت ساختن واصلاح جامعه ای پویا وموفق به کار گیرد، اما انسانی با این خصوصیات وتوانایی ذاتی فقط از 10% ظرفیت ذهنی خود بهره می برد و90% آن به شکل انرژی وتوان نهفته باقی می ماند وبتدریج قابلیت وتوانایی خود را از دست می دهد

ویژگی مدیر خلاق

مدیر خلاق و نو آور کسی است که از هیچ چیز ،هه چیز می آفریند.

مدیر خلاق با استفاده از نیروی ذاتی و تخیل خلاق خود ،امکانات بالقوه را به بالفعل تبدیل می کند. او:

1-اعتماد به نفس داردو مقاوم و مصمم و سمج است.

2-قدرت تحمل ابهامات را دارد و دیرتر خسته و کلافه و سردر گم

 می شود.

3-به پدیده ها نگاهی غیر مرسوم دارد.

4-قدرت اطلاعات تخصصی و عمومی زیادی دارد.

5-در مدیریت خود از سبک رهبری تفویضی استفاده می کند وبسیار انعطاف پذیر است.

6- ثبات فکری دارد و ساده ا نگار نیست.

7- تجربه پزوهشی اش او را به دنبال فکر های بکر و دست نخورده

 می کشاند.

8- جسارت برخورد با مسایل پیچیده را دارد.

9- علاقه وافری به کار و تلاش و کوشش دارد.

10- دقیق و ریز نگر است و به دقت به اطراف نظر می افکند.

11- در ضمن استقلال رای و  قضاوت ،حوصله وتوانایی شنیدن و

هم جوشی افکار را دارد.

12- خطر پذیر است.

13- مهارت های ادراکی وانسانس زیادی دارد.

14- سریع الانتقال است و قدرت حل مسائل را دارد.

15-برای پیشبرد اهداف خود ،از ارتباطات گروهی و شخصیتی استفاده می کند.

16- برنامه ریزی او بلند مدت و راهبردی است.

17- فرصت طلب و موقعیت جوست و قبل از دیگران طرح های خود را ارائه می دهد.

18- سنت شکن و نو گراست.

19- گیرنده های قوی و حساسی دارد.

20- هوش های چند گانه او از متوسط جامعه بالاتر است.

 

مآخذ :

-  تدبیر - شماره 102 - 1379

-  مبانی علم خلاقیت شناسی ،دانش خلاقیت و نوآوری نویسنده :سید مهدی گلستان هاشمی

اف نلر. جورج، هنر و علم خلاقیت، ص 96

-حسن شعبانى، مهارت هاى آموزشى و پرورشى (روش ها و فنون تدریس

- اینترنت

 

 

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد